اطلاعیه
این وبلاک فقط جهت اطلاع رسانی پروژه های دفتر معماری نقش بنا راه اندازی شده است. و با عرض پوزش تا اطلاع بعدی غیر فعال می باشد .
با تشکر
دفتر معماری نقش بنا
دیماه 1393
این وبلاک فقط جهت اطلاع رسانی پروژه های دفتر معماری نقش بنا راه اندازی شده است. و با عرض پوزش تا اطلاع بعدی غیر فعال می باشد .
با تشکر
دفتر معماری نقش بنا
دیماه 1393
مطالبي که ميخوانيد يافتههايي است که به مرور در طول هفت سال دانشگاه و هفت سال کار در بازار معماري به دست آوردهام، شايد نتوانيد آنها را يک جا پيدا کنيد و شايد هم به هيچ درد شما نخورد ولي حيفم آمد که آنها را منتشر نکنم. شايد هم براي شما ملال آور باشد، نميدانم.... به نظر خودم چيزهاي مهمي در آن نهفته است، بنابراين دوستان طراح و به ويژه معمار، بايد با دقت بيشتري بخوانند. سپاسگزار خواهم بود اگر درباره آن بحث و تبادل نظر کنيم.
۱- جسارت شرط اول خلاقيت است.
۲- هدف از طراحي به حداقل رساندن خطاست.
۳- انسان به واسطه انسان بودنش نياز به خلق دارد.
۴- خشنودي مخاطب (مصرف كننده، سفارش دهنده، كاربر) هدف نهايي طراحي نيست اما بدون تامين رضايت او طراحي ارزشي ندارد.
۵- انسان ها از حرف نو لذت مي برند.
۶- طراحي بايد به سرعت و در عين حال در آرامش كامل انجام گيرد.
۷- هر چيزي كه ترسيم مي شود لزومن طراحي نيست.
۸- در عين حال كه لازم است طراحي آزادانه اتفاق افتد، بايد دغدغه اجرا داشته باشد.
۹- طراحي معادل طول فرآيندي است كه در جهت خلق (از آشنايي با كارفرما تا اتمام اجرا) صورت مي گيرد.
۱۰- نوآوري در شيوه ي اجراي طرح بايد قسمت بزرگي از وقت طراح را به خود اختصاص دهد.
۱۱- طراح بايد پاكسرشت، عاشق طراحي، چابك، اهل مطالعه، دوستدار طبيعت، مرفه، شاعر، جهانگرد، متساهل، باهوش، چند بعدي، و متفكر باشد.
۱۲- طراحي فرصتي براي شخم زدن مغز است.
۱۳- طرح بايد بر اساس امكانات موجود باشد.
۱۴- طرح اگر توجيه اقتصادي (كوتاه مدت و بلند مدت باهم ) نداشته باشد روي كاغذ باقي مي ماند.
۱۵- پرونده طراحي هميشه باز است اما در يك زمان بايد طرح را تکميل و تحويل داد.
۱۶- هر چه مقياس كار طراحي بزرگ تر يا عمق و اهميت آن بيشتر شود، حساسيت بخش مطالعات آن بيشتر مي شود.
۱۷- طراح بايد امكان دسترسي به تنهايي و سكوت را تا هر ميزان كه بخواهد داشته باشد.
۱۸- طراح بايد طرح را مدام به معرض نمايش و داوري ديگران بگذارد اما فقط به ايده خود عمل كند.
۱۹- مشورت و نظارت دو گروه بر طرح الزامي است: نمايندگان كاربر، و متخصصين مرتبط با موضوع.
۲۰- طراح بايد در تمام مراحل فرآيند (از زمان گرفتن كار تا دريافت دستمزد) از خود خلاقيت نشان دهد.
منبع : پایگاه هنر معماری
شهر ایرانی به راستی که به
مانند ارگانیزم زنده طبیعی است . بازار قلب شهر است . راه ها شهر را از قلب به کوچکترین نقاط
آن توزیع می کنند . مسجد و میدان ، محل تجمع و دیدار غریبانه است . باغ ، سرسبزی و
طراوت را به روح انسان هدیه می کند . ورودی ، انسان را بخود می آورد و از دالان
پیچ و خم دار پر معنایی به حیاط می رساند و حیاط قلب خانه است . تمامی ذرات شهر آنگونه
هستند که باید باشند . میدان ، بازار ، مسجد ، حمام ، مدرسه ، باغ ، محله ها ،
بدنه ها ، حریم ها ، ورودی ، هشتی ، دالان ، حیاط ، اتاق و درهای و پنجره ها .
خانه ایرانی جزئی تفکیک ناپذیر از شهر ایرانی است و لاجرم تمامی خصوصیات آن را
دارا است . خانه و شهر لازم و ملزوم هم اند . و با همدیگر روییده می شوند و نمو می
یابند . این یک نمونه واقعی رشد طبیعی و تکامل یافته شهر است . شهر از هسته خود
یعنی خانه جوانه می زند . چندین خانه در کاملترین صورت به هم
پیوند می خورند . راه ها برای تردد روییده می شوند ، رشد می کنند و محله و شهر را
خلق می کنند . این چنین است که خانه ، اولین رکن شهر به حساب می آید و در حقیقت با
وجود خانه شهر می شود
.
انسان از ابتدای آفرینش به نوعی از
محیط زیست اطراف خود الهام گرفته است و در ساخت و طراحی وسایل مورد نیاز خود از
آنها استفاده کرده است.
مقدمه:
عنکبوت ها با طراحی و بافتن ریسمان
هایی که به استحکام پولاد هستند ، برای خود آشیان هایی می سازند ، ريال زنبورها با
رعایت کلیه قوانین هندسی ، پناهگاهی امن و مطمئن برای خود طراحی می کنند.
موریانه ها خانه های خود را در بیابان ها در هوایی بسیار گرم می سازند و تلاش می
کنند با کندن راه هایی پیچیده در خاک ، سیستم گرمایی و تهویه داخل لانه های خود را
خنک و متعادل نگه دارند.
خاک انباشت لانه های آنها به صورت یک مجموعه کامل طراحی شده تا بتوانند نیازهای
طبیعی خود را تامینکنند. اینها نیز معمارند ولی معمارنی طبیعی.
طی حدود 8/3 میلیارد سال از آفرینش زمین ، طبیعت خود ، طراح و معمار نهایی است. طی
این مدت گیاهان و جوانوران توانسته اند با طراحی لازم بر مشکلات محیط زیست فائق
آیند.
بیونیک ومعماری بیونیک علمی است که به الهام یابی فنی از ساختمانها ، رفتارها و
ارتباطات گوناگون عالم جانداران می پردازد. بیونیک که در لغت به معنی"زیست
شناختی " یا " به کارگیری اندام های ساختگی طبیعی" آمده است برای
اولین بار توسط دانشمند آمریکایی به نام جک .ای.استیل در سال 1959 به کار برده شد.
وی بیونیک را علم سیستم هایی که شالوده و پایه تمامی سیستم های زنده است می دانست.
انسان در طول زندگی خود سعی دارد که برای ساخت و طراحی مکانها و وسایل مورد نیاز
خود از طبیعت و محیط زیست اطراف خود الهام بگیرد.
به عنوان مثال ، ساختمان بدن خفاش برای لئوناردو داونچی ایدهای بود تا بتواند
ماشین پرنده را طراحی کند.
نیروهای عضلانی و در عین حال سرعت زیاد دلفین ها ، جرقه ای برای ساختن زیردریایی
بود و یا می تواند به سامار اشاره کرد ، که این میوه پس از جدا شدن از گیاه مورد
نظر، بال هایش را با زاویه ای مشخس باز کرده و به صورت منحنی و با وزش باد شروع به
چرخش کرده وسپس آرام به زمین می افتد. دانشمندان با الهام گیری از این گیاه به
طراحی بالگرد ، روی آوردند.
در زمینه خود معماری وساخت با وسایل ساختمان نیز معماران ومهندسین از عالم طبیعت
بهره گرفته اند که از آن جمله می توان به شکل مارپیچ داخلی نوعی صدف به نام کونوس
که برای طراحی خانه ها استفاده شده ، اشاره کرد.
بناها در معماری بیونیک یا معماری طبیعی یا با استفاده از مواد شکننده و نا پایدار
ساخته می شوند و یا از یک مکان طبیعی که در زمین یا صخره شکل گرفته استفاده می شده
است.یکی از این مکان های طبیعی ، غارها هستند. معماری غاری که معمولا جنبه ای
ازمعمهری مقابر ، است از عصر باستان وجود داشته و از بارزترین نمونه های این سبک
معماری می توان به معابر کاتوکومب رم و ناپل و مقابری در لبنان اشاره کرد.
کلیساهای سنگی در ارمنستان و نیز غارهای بسیار بزرگ مسکونی مکشوف در گورمه ترکیه و
ماترا در جنوب ایتالیا ، نیز از دیگر نمونه های این سبک معماری است. این بناها
احتمالا چیزی شبیه به لانه های بزرگ موریانه ها که هزاران موریانه را در خود جای
می دهند ، بوده اند.معماری گلی یا خاکی را نیز می توان یکی از شاخه های معماری
طبیعی در نظر گرفت. شهرهای قدیمی و تاریخی همچون صنعا در یمن یا ساختمانهای گلی دو
گون در مالی نمونه هایی از این سبک هستند.
معماری بیونیک ، فقط محدود به چند نقطه خاص در دنیاست.
از گرم ترین نقطه دنیا تا سردترین نقطه ، سعی در الهام گیری از طبیعت بوده است. در
کلبه های برگ و چوب بومیان آمازون ، بناهای کاهی اقوام مختلف آفریقایی و یا در
کلبه های اسکیموهای بومی آلاسکا و گریلند نیز ،الهام گیری به وضوح دیده می شود .
به طور کلی از عوامل مهمی که در طبیعت وجود دارد وانسان برای ساخت بناهای خود از
آنها استفاده کرده است ، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
به عنوان مثال، برای طراحی ساختمان مرکزتحقیقات لندن از گیاهی به نام لوتوس الهام
گرفته شده است.
از لحاظ ساختار و شکل کلی نیز به بنای
استادیوم المپیک مونیخ در آلمان اشاره کرد.
از مشهورترین نمونه ها که در آنها از سبک بیونیک برای طراحی و ساخت انها به کار
برده شده،می توان به بنای زیر اشاره کرد:
- بانک کارمرز در فرانکفورت آلمان
- ساختمان اینونیک در کمبریچ
اغاز معماری بیونیک:
قرنهاست که بشر در رابطه تنگاتنگ با
طبیعت به سر برده و برای تولید مایهتاج خود از آن الهام می گیرد .
لئوناردو داوینچی ، نابغه عصر رنسانس ، یکی از اولین کسانی بود که برای ساخت ماشین
پرواز دانشهای « بیولوژی » و « فنی » زمان خود را درآمیخت و برای حل مسائل فی
زمانش به جستجو و تحقیق در ساختار جانداران پرداخت . امروز پانصد سال پس از
داوینچی مهندسان رشته های مختلف برای ایجاد ارتباط بین قوانین علوم فنی با دنیای
جانداران تلاشی مشابه دارند . ارتباطی که با آغاز قرن بیست و یکم و رشد روزافزون
رایانه ها جایگاه خاص یافته و دنیای اندیشه های معماری را نیز تحت تأثیر قرار داده
است .
حجم زیاد مقالات ، سخنرانی ها ، مباحث نظری ارائه شده در چند سال گذشته تأیید بر
این مدعاست . به موازات اوج گیری این مباحث ، عرضه آثار شاخص این جریان را در
سالنهای موزه های معتبر دنیا نیز می بینید . یکی از سردمداران به نام این جریان «
گرگ لین » متولد 1964 ، معمار و نظریه پرداز آمریکایی است که این مقاله سعی در
معرفی و بررسی افکار او تحت عنوان معماری بیونیک دارد .
یکی از اولین موارد استفاده از آفرینش های طبیعی را برای نوآوری در معماری در
ابتدای نیمه دوم قرن نوزدهم مشاهده می کنیم . متخصصان انگلیسی در سال 1846 برای
نخستین بار موفق به پرورش نوعی نیلوفر آبی عظم در اروپا شدند که قطر برگ های آن به
دو متر می رسید . پاکستون ، معمار انگلیسی تبار ، با دیدن استحکام برگ های .زین
نیلوفر آبی به مطالعه قفسه بندی مدور و ساختار شعاعی این گل پرداخت . حاصل این
تفحص ابداء ساختار جدیدی برای سقف سبک شیشه ای در معماری بود که در قصر کریستال
نمایشگاه جهانی لندن در سال1851عرضه و موفق به جلب نظر منتقدان شد .
موارد دیگری چون همکاری و مطالعۀ بین رشته ای ساختار استخوان های ران انسان برای
ساختن سازه های سبک و مقروم به صرفه را نیز در قرن نوزدهم مشاهده می کنیم .
با شروع قرن بیستم (دوران پیش از مدرن) و سپس سالهای ابتدایی مدرن کمابیش به تلاش
های مشابه ای برمی خوریم که البته بیشتر به صورت نظری باقی می مانند .
علاقه لوکوربوزیه به صدف داران و بررسی ساختار این جانداران می تواند مثالی در این
زمینه باشد.
پس از جنگ جهانی دوم و آغاز دهه شصت قرن بیستم تبادل علمی بین گرایش های علوم
طبیعی و فنی مجدداً رونق گرفت . در جریان همایشی در اوهایو ، که نیروی هوایی
آمریکا در سال 1960 برگزار کرد ، برای اولین بار واژه هایی به نام « بیونیک » از
ترکیب دو لغت « بیولوژی » و «تکنیک» زاده شد که می توانیم به فارسی « زیست فنی »
ترجمه کنیم . این واژه در برگیرندۀ کار همه متخصصانی است که تلاش دارند برای حل
مشکلات فنی خود از دانسته های طبیعت الهام بگیرند. طیف گسترده ای از اختراعات را
در نیمۀ دوم قرن گذشته می بینیم که می توان آن ها را زیر بیرق بیونیک جای داد .
الهام از نقش پولک ها و ساختار پوست کوسه برای اختراع نوعی رنگ هواپیما ، که نیروی
اسصطکاک هوا را به شدت کاهش می دهد ، فقط یک نمونه از دست آوردهای مهندسی این
برخورد جدید بود . در زمینه معماری نیز به اسامی معماران نامداری برمی خوریم که
همانند پاکستون برای نوآوریهای خود الهام از جانداران پرداخته اند . سقف نمایشگاه
مونترال 1967 اثر فرای اتو یا ایستگاه ته ژه وه 1967 شهر لیون اثر سانتیاگو
کالاتراوا ، که اولی ملهم تارهای مستحکم عنکبوت و دومی الهامی از بدن سبک پرنده
است . دو نمونه از انبوه طرح های اجرا شده اند .
اکنون لایه ای جدید از سیستم های انتقال ( پله برقی/ آسانسور) را در جلوی خود داشت
. به پوسته گذاری آن پرداخت لایه ای متشکل از نوارهای فلزی منفذدار ، اجرای
فوتوولتاییک و مشبک های شفاف که به ساختمان شخصیتی کاملا تازه می داد . منتقدی در
تمجید این طرح نوشت : او در اینجا موفق شد استراتژی جدید و قابل اجرایی برای
نوسازی شخصیت یک ساختماتن ارائه دهد که کوچکترین نسبتی با بزک کردن ساختمان ندارد
.
در یکی از جذاب ترین طرح های این معمار ، که برای ساختمان چند منظوره فرهنگی هنری
«آی بیم» واقع در خیابان بیست و یکم غربی نیویورک (2002) ارائه کرد ، امتزاج
بیولوژی و آی بیم معماری مجدداً می بینیم . اجزای حباب گونه در ساختار نما ، که
لین به آن ها لقب «محفظه های فضایی» می دهد با کمک مارپیچ هایی از بدنه ساختمان
رشد می کنند . معمار طرحش را ارتباطی بین هنر و تکنیک می بیند . پوسته بنا نه تنها
به واسطه پیچیدگی و طریقه ایجاد و تکامل فرم هایش بلکه به واسطه قابلیت دگرگون
کردن نقوشش حائز اهمیت است . با این نما (یا پوسته) الکترونیکی بنا ، هنرمند با
اثرش چون رسانه ای تصویری به ارسال پیام به محیط می پردازد . حرکتی که با دنیای
جانداران قابل قیاس است .
معمولا نمایشگاه ها به خوبی دغدغه های هنری معماران خود را شان می دهند . نمایشگاه
گرگ لین ، که در پائیز 2003 در موزه ماک شهر وین عرضه شد ، از این قاعده مستثنی
نبود .
اولین چیزی که در بدو ورود نظر بیننده را به خود جلب می کرد تراریوم یا خاکزیدان
نسبتاً بزرگی بود که در آن قورباغه های کوچک زنده ، که رنگ نقوش بدنشان خود را با
شرایط محیطی تغییر می دهند ، نگهداری می شدند . همزمان سرتاسر کنارۀ سمت راست سالن
نمایشگاه را پرده ای شفاف مجزا کرده بود که در پس آن گروهی از پروانه های زنده به
نمایش گذاشته شده بودند . پس از تراریوم قورباغه ها (طبیعت جاندار) معمار ظروف
یوگند استیل (سنت) را به نمایش گذاشته بود که فرم آن ها نیز از طبیعت الهام گرفته
بود . پس از گذر از «طبیعت جاندار» و «گذشته» بود که بیننده به کارهای معمار می
رسید . بر روی دیوار مقابل پروانه ها فیلمی از رشد سطوح پیچیدۀ «محفظه های فضایی»
به نمایش گذاشته شده بود و مدل های هنری و معماری چون سرویس قهوه و چای آلسی (2002)
و یا دروازه دنیا (2002) هر کدام در گوشه ای زیر حفاظ شیشه ای ، که خود نیز همانند
گونه های مختلف یک جاندار (مثلا پروانه) به یکدیگر شبیه بودند ولی یکسان نبودند ،
عرضه شده بود .
نهایتاً همه راه ها در انتهای سالن مجدداً به دنیای موجودات زنده ختم می شد و هنرمند
حلقه افکارش را با آکواریومی که در ان چند عروس دریایی (نرم تنانی که توانایی خاصی
در وفق خود با شرایط گوناگون دارند) شنا می کردند ، بسته بود . حلقه ای که در
دنیای جانداران نیز به واسطه ارجاع به خاک ، آب و هوا تکمیل شده بود .
لین سعی دارد مرزهای موجود معماری را پشت سر گذاشته ، در آغاز قرن بیست و یکم با
امداد از طبیعت جانداران قدم به سوی معماری بگذارد که در آن هیچ گونه ای چون دیگری
نیست . گونه هایی که خود را چون جانداران زنده به بهترین نحو ممکن از هر لحاظ با
تصویر بهینه مسکن وفق می دهند . آثار و نظرات لین گواهی می دهند که تفکراتش از
نوآوری خاصی برخوردارند و مباحث معماری را متلاطم کرده اند . حضور معماران سرشناسی
همچون هانس هولاین ، ولف پریکس (کوپ هیملبلا) ، منتقدان سرشناس چون خانم لیان لفور
و دیگران در نمایشگاه و سخنرانی لین جلب توجه می کرد . ولف پریکس در نطق افتتاحیۀ
نمایشگاه گرگ لین یادآور شد . هر معماری خوبی که بر پایه های نظری مستحکم برقرار
شده باشد معمولا تا مدتی به صورت طرح ویا مدل باقی می ماند . هنگامی که ما اولین
بار نظرات خود را به روی کاغذ آوردیم و مدل آن را ساختیم تصور نمی کردیم که در
مدتی کمتر از بیست سال آثار ما مقبولیت بیابند .
نگاهی به عکس العمل بازدید کنندگان نمایشگاه و گفتگو با آنان غرابت این معماری را
در نظر اغلب مردم نشان می دهد .
کمتر کسی است که بتواند خارج از فیلم های تخیلی ، زندگی در خیابانی مملوو از خانه
های جنین گونه را متصور باشد . علاوه برآن ساخت اینگونه طرح ها به دلیل یکتا بودن
هریک از اعضایش به ماشین آلات کامپیوتری و روش های تولید پیچیده ای چون دستگاه های
برش لیزری یا جت برش آبی احتیاج دارد . از لحاظ هنری نیز به سختی می توان ارزش
خلاقیت هنری این آثار را محک زده ، نوآوری واقعی معمار را از نتایج تصادفی و
محاسبه شدۀ کامپیوتری مجزا کرد .
به نظر می آید که گذشت زمان موفق یا ناموفق بودن نظریه ای را در هنر و معماری نشان
خواهد داد . بودند بسیاری از حرکت ها که ارزشی فراتر از مدزدگی نداشتند و به جای
نماندند و هستند حرکت هایی که در ابتدا خوشایند عامه نبودندو شدیداً مورد حمله
منتقدان قرار گرفتند (چون نمای سادۀ آدلف لوس) ولی نهایتاً نتوانستند پایه های
حرکت جدیدی را بنا نهند .
معنای معماری بیونیک:...................
بیونیک، به معنای زیستارشناختی یا به
کارگیری اندامهای ساختگی طبیعت، اولین بار توسط دانشمند امریکایی جک.ای.استیل در
سال 1959 بکار برده شد. او بیونیک را علم سیستمهایی که شالوده و پایه تمامی سیستمهای
زندهاند، میداند.
در ابتدا بیونیک به بررسی ماشینهایی که براساس سیستمهای زنده طراحی و ساخته شده
بودند میپرداخت و هم اکنون بیونیک از هر جهت هنر به کارگیری دانش سیستمهای زنده
در حل مسائل فنی است.
امروز هرجا سخن از تکنولوژی به میان میآید، تصویر همان دستاوردهای مهم تکنولوژی
که پاسخگوی نیازهای اساسی برای انسان امروز و آینده است، به ذهن میآیند، اما اگر
کمی به مسیر تکنولوژی دقت کنیم کم و بیش به منشاء برخی پدیدهها پی میبریم، به
اینکه مثلاً هر پدیده صنعتی یا ساختمانی از کدام الگوی زنده طبیعت الهام گرفته
است.
سالهاست که محققان در پی اثبات علیت و موجودیت این ارتباط هستند تا از طریق آن
چگونگی شکل گرفتن سیستمهای مختلف زندگی را بررسی و توجیه کنند و هم آنها هستندکه
از رهاورد این تحقیقات، با تلفیق دو واژه «بیولوژی» و «تکنیک»،علم «بیونیک» را به
عنوان دانشی که مسایل فنی را از راههای زیستی حل میکند، بنا نهادهاند.
اگر چه خود بیونیک هنوز به عنوان یک علم نوپاست، اما فعالیت بیونیکدانان را که
همواره در جستجوی یک الگوی زنده برای توجیه هر پدیده هستند، میتوان در حوزه علوم
کاربردی مطرح کرد.
چارلی لوکستون از پیشگامان عرصه معماری
بیونیک نقطه تمرکز معماران بیونیک را استفاده به جا از مواردی در طبيعت میداند که
موجب استحکام ساختمان و ایجاد تنوع و آرامش در فضا میشود.
روح بخشیدن به ساختمان یکی از تمایلات معماری بیونیک است که طراحان این رشته با
توجه به قدرت سازه برای تنفس (زندهنمایی)، به کمک خطوط مستقیم یا منحنی خالص و
القاء آهسته تمامیت سازه به آن دست پیدا میکنند و مهمترین چیز برای معماری بیونیک
آن است که ساختمان بتواند زنده بودن خود را القاء کند.
یکی از بهترین طرحهای شناخته شده از علم بیونیک اثر لئوناردو داوینچی نقاش معروف
است که ماشین پرنده را براساس ساختمان بدن یک خفاش طراحی کرد. استدلال او این بود
که خفاش دارای بال کاملا پوشیدهای است که هوا را از خود عبور نمیدهد و دارای
پوستی پرده مانند است که آن را تقویت میکند.
حدود 400 سال بعد از طرح داوینچی ، ماشین پرنده توسط کلمنت آدر با الهام از خفاش
ساخته شد و در سال 1890 تا ارتفاع 15 متری پرواز کرد.
در ساخت زیردریاییها نیز از بدن دلفین الهام گرفته شده است. این جانور با نیروی
عضلانی کم میتواند به سرعت در آب حرکت کند و راز این حرکت در پوست دو لایه بدنش
است. لایه پوست بیرونی قابل ارتجاع و لایه پوست درونی شبیه یک رشته لوله پر شده از
ماده اسفنجی است.
این ویژگی باعث میشود تلاطم ناشی از جریان پرفشار آب چندان محسوس نباشد، زیرا
پوست قابل ارتجاع بیرونی، فشار را به لایه اسفنجی و تراکمپذیر درونی که مانند فنر
عمل میکند منتقل میكند، به طوری که جریان پرتلاطم پیش از آن که فرصتی برای
پیشروی پیدا کند از بین میرود و به همین دلیل است که در طراحی زیردریایی، جدار آن
را مانند پوست دلفین میسازند.
نمونههای معماری:
بناها در معماری بیونیک یا معماری طبیعی یا با استفاده از مواد شکننده و نا پایدار
ساخته میشدند یا در دل یک حفره طبیعی که در زمین یا صخره شکل گرفته. یکی از این
مکانهای طبیعی، غارها بودند.
معماری غاری که به طور عمده در قالب معماری مقابر جلوه کرده، از عصر باستان وجود
داشته و به عنوان بارزترین نمونههای آن میتوان به مقبره کاتوکومب رم و ناپل و
مقبرههاي لبنان اشاره کرد.
کلیساهای سنگی در ارمنستان و نیز غارهای بسیار بزرگ مسکونی مکشوف در گورمه ترکیه و
ماترا در جنوب ایتالیا نیز از دیگر نمونههای این سبک معماری هستند. این بناها
احتمالا چیزی شبیه به لانههای بزرگ موریانهها که هزاران موریانه را در خود جای
میدهند، بودهاند.
علاوه بر این معماری گلی یا خاکی را نیز میتوان یکی از شاخههای معماری طبیعی در
نظر گرفت. شهرهای قدیمی و تاریخی همچون صنعا در یمن یا ساختمانهای گلی دو گون در
مالی نمونههایی از این سبک هستند.هیچ کس به اندازه پیتر آیزنمن با سخت کوشی و
اصرار زیاد به مباحث علوم پدیداری توجه نکرده است.
کارهای اول او در معماری مقوایی در اواخر دهه 1960 کم و پیش بر اساس نظریه های نوام چامسکی و مفهوم ژرف ساخت طراحی شده بود.
پس از آن آیزنمن علوم جدید را یکی پس از دیگری مورد استفاده قرار داد و در این کار از تدابیر اتخاذ شده از مباحثی همچون فراکتلها{خودهمانندی_مقیاس بندی و روی هم قرار دهی}همچنین تحقیق در مورد دی. ان .ای نظریه فاجعه {فولد}علم معانی دو پهلو{ایهام} جبر بولین{فراتر از توان 3}و تحلیل روانکارانه استفاده نمود.
در تمامی این ها طنز عمیقی نهفته است آیزنمن همچنین وانمود میکند کیهافته های خود را از علوم خیلی جدی نگرفته است و در پاسخ مدرنیست ها اظهار می کند حقایق علمی بهانه ای برای معماری هستند نه توجیهی برای آن.
رجوع آیزنمن به علوم غیر خطی و شهر نشینی نوین در سال 1987 آغاز شدهو همان طور که در مجتمع مسکونی ریستاک در فرانکفورت مشاهده شد او در مقیاس وسیعی از فولد استفاده کرده است.
در طرح بهرام شیردل برای تالار مرکز گردهم آیی نارا در ژاپن 1992 از فولد به جای سولیتون برای ایجاد احساس روند پیدایش کیهانی استفاده شده است.
به نظر میرسد که صفحات درون زمین از دل خاک بیرون آمده اند ودر اثر تصادم با هم همانند حرکت آرام موجی از گدازه ها متراکم بر روی یکدیکر فولد شده اند.
naqshebana of building engineers / مهندسان ساختمان نقش بنا
براساس اصول Feng Shui ، انسداد انرژی در هر
محیطی ناشی از سه عامل آلودگی فیزیکی، انرژی ساکنان قبلی و انباشتگی و درهم ریختگی
است
ساماندهی محیط کار زیربنای پیاده سازی
سیستم های نوین مدیریتی مانند مدیریت کیفیت، محیط زیست، ایمنی و بهداشت حرفه ای
است.
این اقدام مجموعه ای از عملیات و
فعالیتهایی به ظاهر ساده است و به دلیل همین سادگی همیشه خطر نادیده گرفتن در آن
وجود دارد.
نکته مهمی که در این فرایند وجود دارد و
باید به عنوان یک فرهنگ اساسی در محیط کار نهادینه شود این است که همه کارکنان در
تمامی سطوح می بایست احساس کنند که ساماندهی محیط کار یک مسئولیت اضافی و فوق
العاده نیست بلکه بخشی از کار روزمره آنان محسوب می شود و کاری نیست که عده ای
دیگر مسئول و موظف به اجرای آن باشند.
ژاپنی ها پس از پایان جنگ جهانی برای
ساماندهی کشورشان از برنامه مدون شده ای به نام Five S استفاده
کردند که نتایج چشمگیر فراوانی داشت و پس از آن بسیاری از کشورهای توسعه یافته و
در حال توسعه از آن استفاده کردند.
Five S مخفف5 کلمه ژاپنی است که
با حرف S شروع می شود، این کلمات عبارتند از:
1- SEIRI 2- SEITON 3- SEISO 4- SEIKETSO 5- SHITSUKE
این برنامه دارای5 مرحله است و به عنوان
اصول پنجگانه مطرح
می شوند.
اصل اول: تصفیه کردن (SEIRI)
این اصل یکی از مهمترین و بنیادی ترین اصول
ساماندهی است. در این مرحله باید وسایل غیرضروری هر قسمت تعیین و آنها را از وسایل
مورد نیاز و ضروری جدا ساخت.
اگر به اطراف خود نگاه کنید به وسایلی بر
می خورید که مدتهاست مورد استفاده قرار نگرفته اند و مشخص هم نیست که در آینده
مورد استفاده قرار بگیرند. لوازمی مانند الکتروموتور معیوب یا چرخ دنده ای که
شکسته و مورد استفاده نیست، نقشه هایی که دیگر به کار ما نمی آیند و ماشین حسابی
که مدتی است خراب است یا سی دی هایی که دیگر نیازی به آنها نداریم داخل کشو یا روی
میز رها شده اند.
باید به آموزش صحیح به کارکنان شرکت از
انباشته شدن وسایل غیرضروری در کارگاهها و دفاتر، کشوی میزها، کمدها و زوایای مخفی
ماشین آلات می شود جلوگیری کرد. با توجه به اینکه تصمیم گیری برای غیرضروری بودن
برخی وسایل، ممکن است در حیطه اختیار مدیریت ارشد سازمان و یا مدیران رده بالاتر
باشد، می توان فهرست هایی از این وسایل تهیه و پس از تکمیل، آنها را برای تصمیم
گیری نهایی برای مدیر ارسال و سپس اقدامات لازم را دنبال کرد.
برخی از سازمانها روش خوبی برای مشخص کردن
وسایل غیرضروری دارند. این سازمانها در ابتدای هر ماه، برچسب قرمز رنگی
(Red Tag) روی وسایلی که غیرضروی به نظر می رسند
میزنند و در صورت استفاده در طی ماه آن را بر می دارند. در پایان ماه اگر وسایلی
باشند که برچسب آنها برداشته نشده باشد آن وسایل را به عنوان لوازم غیرضروری از
لوازم ضروری جدا می کنند.
جالب است بدانید امروزه در دنیا موضوعی به
نام (Feng Shui) مطرح شده است که قدمت
بسیار زیادی دارد و ریشه در فرهنگ کشور چین دارد. طبق اصول این روش، آثار و انرژی
های حاصل از ایجاد انباشتگی ها و
بی نظمی ها در محیط مورد بررسی قرار می
گیرد. بر اساس اصول فنگ شویی انسداد انرژی در هر محیط ناشی از سه عامل آلودگی
فیزیکی، انرژی ساکنان قبلی و انباشتگی و درهم ریختگی است که این موانع طبق اصول
خاص خود قابل رفع شدن است.
اصل دوم: منظم کردن (SEITON)
اصل دوم از مجموعه پنجگانه ساماندهی محیط
کار SEITON به معنی مرتب کردن است
که باید بلافاصله بعد از اجرای اصل اول به اجرا درآید. در این مرحله با وسایل
باقیمانده باید به گونه ای در محیط کار قرار گیرد که به راحتی در دسترس قرار گیرند
و دارای ظاهری آراسته باشند.
اصل سوم: نظافت (SEISO)
پس از اینکه وسایل غیرضروری پاکسازی و
وسایل ضروری به شکل مناسبی شناسه گذاری و منظم شدند می بایست با پیاده سازی این
اصل محیط کار پاکیزه و چشم نواز شود.
در بسیاری از شرکتها5 دقیقه اول شروع کار و
در برخی از شرکتها زمانی در پایان کار برای این منظور اختصاص یافته است و هر فرد
وظیفه دارد در مدت5 دقیقه میز و محیط کار خود را تمیز و مرتب کند. در بعضی از
شرکتها این کار توسط کارگران بخش خدمات انجام می شود که البته حالت مطلوب این است
که کارگران خدماتی فقط مناطق عمومی را نظافت کنند و محیط کار و دستگاههای مربوط به
هر نفر توسط خودش نظافت شود.
اصل چهارم: استاندارد سازی
(SEIKETSU)
این اصل شامل استاندارد سازی و تهیه
استانداردهای لازم در هر شرکت یا سازمان است. هدف این اصل اجرای برنامه هایی به
منظور حفظ و نگهداری نتایجی است که از پیاده سازی اصول اول تا سوم بدست آمده است.
در اجرای این اصل، اصول مهندسی و رعایت
برخی استانداردها مفید خواهد بود. این اصل در نگهداری و تعمیر ماشین آلات کارخانه
اثر فوق العاده ای دارد و باعث افزایش بهره وری می شود. برای پیاده سازی این اصل
می بایست علایمی را مانند عالیم راهنمایی و رانندگی وضع و اجرا کنید. این علایم
باید برای همه کارکنان به سادگی قابل درک و فهم بوده و گیج کننده نباشد.
چند اقدام مناسب برای اجرای استاندارد سازی
عبارتند از:
1- برچسب گذاری
(Lable) : مثلاً برچسب هایی برای نام و وضعیت
دستگاهها، کالیبراسیون، روغنکاری، درجه حرارت، برچسبهای حساس به حرارت و
...
2- مشخص کردن محدودیتها
(Limit Indicators) : مشخص کردن محدودیتها به
گونه ای که به راحتی قابل درک باشند مثل علامتگذاری نقاط عادی و خطر روی درجه ها و
یا مشخص کردن محل قرار دادن هر وسیله در جای خود با علامت خاص.
3- افزایش میدان دید
(Increased Visibility) : استفاده از پوشش های
شفاف، طلق ویا شیشه برای مشاهده عملکرد و یا حرکات ماشین.
اصل پنجم: آموزش و انضباط
(SHITSUKE)
تاکید خاص در اجرای این اصل روی بازدهی و
عمل به قوانین موجود است.
SHITSUKE یا انضباط
(Discipline) در واقع محور عمده، سنگ زیربنا و چرخ دنده
اصلی حرکت برنامه Five S است. در این قسمت باید
برای انتقال عقاید و افکارمان به دیگران روش مناسبی انتخاب کنیم. در این بخش از
برنامه ساماندهی می بایست با طراحی برگه ها وچک لیست های مناسبی در قالب یک سیستم
منسجم و پویا برای کنترل و انجام بازدید هایی به منظور کسب اطمینان از انجام صحیح
امور استفاده کنیم. نکته مهم در این بخش این است که اجرای صحیح و کامل برنامه
Five S کارکنان می بایست از شروع کار آموزشهای
لازم را ببینند.
ممیزی ساماندهی
به منظور کسب اطمینان از انجام فعالیتهای
مشخص شده مطابق برنامه و کسب نتایج مورد نظر لازم است که به صورت دوره ای (مثلاً
هر سه ماه یکبار و یا هر شش ماه یکبار) ممیزی ساماندهی با برنامه از پیش تعیین شده
ای انجام شود. پس از انجام ممیزی چنانچه موارد عدم
انطباقی مشاهده شد
می بایست در برگه هایی با شکل استاندارد
مشخص شده به اطلاع مسئولین قسمتها برسد. پس از انجام ممیزی و اعلام موارد عدم
انطباق مسئولین نیز باید نسبت به انجام اقدامات اصلاحی در برطرف کردن ایرادها
اقدام کنند. پس از انجام اصلاحات می بایست تیم ممیزی دوباره به مکانهای مورد نظر
مراجعه و ممیزی مجدد را انجام دهند. برای هر چه بهتر اجرا شدن ممیزی و ایجاد انگیزه
برای کارکنان باید جوایزی به صورت مادی و معنوی برای پرسنل و بخش ها و قسمت های
برتر که تلاش بیشتری برای ساماندهی خود انجام داده اند در نظر گرفته شود.
راهکار پیشنهادی
اگر علاقمند به اجرای این برنامه هستید می
توانید اقدامات زیر را انجام دهید:
1- تعیین فردی علاقمند و
پویا به عنوان مسئول ساماندهی سازمان
2- انتخاب اعضای تیم از بین
افراد منضبط، علاقمند و صاحب نفوذ واحدها و بخش های مختلف سازمان مانند عملیات،
اداری، خدمات، خدمات فنی، ایمنی، روابط عمومی، سازمان و تشکیل تیم ساماندهی
3- آموزش اصول
Five S به اعضای تیم (در مراحل بعد، این آموزش
باید به وسیله اعضا به سایرین منتقل شود)
4- تهیه طرح عملیات
(Action Plan) برای اجرای ساماندهی محیط کار سازمان
5- بررسی کلی و مشخص کردن
نابسامانی های سازمان
6- تقسیم کار بین اعضا
(بهتر است کل سازمان به مناطقی تقسیم و مسئولیت هر منطقه به یکی از اعضا واگذار
شود)
7- برنامه ریزی و تهیه طرح
عملیات (Action Plan)
8- تکمیل طرح عملیات کلی و
تهیه برنامه زمان بندی
9- تهیه فهرست وسایل
غیرضروری در برگه های هماهنگی با همکاری مسئولان هر قسمت
10- عملیات برچسب گذاری
وسایل غیرضروری
11- ارایه فهرست وسایل غیر
ضروری برای تعیین تکلیف
12- خارج کردن وسایل
غیرضروری از قسمتها
13- تشکیل تیم های فرعی و
تخصصی برای طراحی الگوها و ایجاد نظم در سازمان
14- انجام عملیات نظافت شامل
عملیات ساختمانی، رنگ آمیزی، شستشو و ...
15- تهیه و تدوین
استانداردهای لازم با همکاری افراد فنی و متخصص سازمان برای اجرای بهتر و
سیستماتیک و سهولت بیشتر در انجام کارها
16- تعیین ممیزین، اعلام
برنام ممیزی و انجام ممیزی همه قسمتها و مشخص کردن نقایص احتمالی
17- تشویق پرسنل و قسمتهای
برتر و معرفی آن در سطح سازمان
18- بهبود مستمر و آموزش
مستمر برنامه ها و ایجاد فرهنگ ساماندهی در کل سازمان
مهمترین دلایلی که اجرای برنامه
Five S را توجیه می کند عبارتند از:
- کیفیت محصول هر شرکتی
بستگی به کیفیت محیط کار آن دارد.
- ساماندهی محیط کار،
تمرینی بسیار مناسب برای مشارکت است.
- هر بازدید کننده ای با
توجه به محیط کارمان درباره شخصیت و کیفیت کار افراد قضاوت خواهد کرد.
- این برنامه نیاز به
سرمایه گذاری زیادی ندارد.
- نتایج کار برای همه
کارکنان قابل لمس است.
- فضاهای بیشتری ایجاد می
شود.
- زمانهای جستجو کاهش می
یابد.
- مسافتها برای دستیابی به
وسایل، کوتاه می شود.
- عمر مفید دستگاهها و
تجهیزات افزایش می یابد.
- محیط کار ایمن و بهداشتی
می شود.
- خطاهای کمتری اتفاق می
افتد.
- خلاقیت در محیط کار
افزایش می یابد.
- کارکنان به محیط کار خود
افتخار خواهند کرد.
- بهره وری و کارایی
سازمان افزایش می یابد.
- محیط مناسب برای انجام
فعالیتهای بهبود مستمر ایجاد می شود.
- هزینه های انبارداری
کاهش می یابد.
- به حفظ محیط زیست کمک می
شود.
- زمانهای اولیه شروع به
کار کاهش می یابد.
مبلمان شهري شامل تجهيزاتي مانند تيرهاي برق، نيمکتها، باغچه ها، کفپوش، کيوسکهاي مطبوعاتي، تلفن، وسايل تفريحي پارک، سطل زباله و... است زندگي شهري برخلاف زندگي ساده روستايي در بسياري موارد از زيباييهاي طبيعي تهي است. فضاهاي شهري به خودي خود داراي زيبايي بصري نيستند و اين در حالي است که انسان نياز مبرمي به وجود نظم و زيبايي در محيط زندگي خود دارد. شهر را ميتوان موجود زنده و پويا تصور کرد که داراي روح و جسم است و مبلمان شهري مناسب ميتواند روح اين شهر را تزيين و آرامش بصري به شهروندان القا کند. کارشناسان شهري اعتقاد دارند اگر معيارهاي لازم در طراحي شهري رعايت نشده باشد، شهروندان فقط فعاليتهاي ضروري خود را انجام ميدهند، در حالي که در فضاي مطلوب شهري با مبلمان متناسب شهري، شهروندان علاوه بر اينکه به فعاليتهاي ضروري ميپردازند به حضور در محيط کوچه و خيابان نيز تمايل زيادي نشان ميدهند و چه بسا که پيادهروي را به عبوري سريع با اتومبيل ترجيح دهند. مبلمان مناسب شهري يکي از عوامل افزايش حضور افراد پياده در شهر و در نتيجه ارتباط بيشتر مردم در محيط خود و جامعه است. ايجاد سلامت رواني و آرامش شهروندان را نيز نبايد از ياد برد. حامد کاظمي، دانشجوي رشته شهرسازي در اين باره ميگويد: شهر تهران، شهري است با مسائل و مشکلات شهري بسيار و بطوري که مشکلات مربوط به مبلمان شهري در اولويتهاي پايينتري قرار دارد. مبلمان شهري در کشور ما هنوز جا نيفتاده و در مراحل بسيار ابتدايي است و مديريت شهري ما در اين زمينه بيشتر جنبه تقليد دارد. وي ادامه ميدهد: طرح جامع شهري الگوبرداري است و به همان صورت هم اجرا شده است. بسياري از مسوولان با سفر به کشورهاي ديگر و ديدن امکانات و تجهيزات شهري آن کشورها، بدون هيچ مطالعه ايي درباره اينکه آيا ايجاد چنين تاسيسات و تجهيزاتي در کشور ما جواب ميدهد، شروع به الگوبرداري از آن کشورها ميکنند و چون نياز مردم کشور ما در آن در نظر گرفته نشده در بسياري موارد اين طرحها با مشکلات و مسائل بسياري روبرو ميشود. ليلا شکاري، دانشجو رشته جامعه شناسي نيز معتقد است: زماني که به قصد خريد يا انجام کارهاي متفرقه از خانه خارج ميشويم، در طول مسافرت درون شهري خود، جايي را براي استراحت پيدا نميکنيم که براي لحظاتي رفع خستگي کنيم. از اين رو مجبور هستيم که به کافي شاپها يا مراکزي نظير آن برويم بدون آنکه تمايلي به نوشيدن و خوردن موادغذايي داشته باشيم. اين مساله يکي از ضعفهاي مهم مبلمان شهري در کلان شهري مثل تهران است. سعيد کاوياني، دانشجوي رشته شهرسازي نيز در اين باره ميگويد: اخيرا شهرداري تهران در طراحي ساختمانها ضوابطي را براي رفاه حال معلولان در نظر گرفته است اين در حالي است که در اماکن عمومي و نيمه خصوصي، شرايط ويژه جسماني آنها در نظر گرفته نشده است و آنها براي حضور در اجتماع انساني با محدوديت مواجه هستند. ناصر درويش کارشناس شهرسازي، طراحي مبلمان شهري را فاقد حداقل استانداردهاي علمي و تخصصي دانسته و ميافزايد: در سه محور ميتوان ابعاد تاثيرگذار مبلمان شهري را بررسي کرد. بعد عملکردي اين عناصر، مهمترين وجهي است که براي آنها در نظر گرفته ميشود. براي مثال تابلو، پل عابر پياده، سطل زباله ،کيوسک تلفن و... هر کدام با سرويس دهي و خدمات خاص خود در جهت رضايت عمومي طراحي ميشوند. وي ميافزايد: مبلمان شهري مثل هر عنصر ديگري در سيماي شهر تاثيرگذار است و بايد در اين حوزه با طراحي و برنامه ريزيهاي دقيق و متناسب با فرهنگ و رسوم مردم حرکت کرد. زماني که قرار است در نقطه ايي از شهر نيمکتي نصب شود، بايد با توجه به محيط و هويت منطقه اين کار صورت گيرد. براي مثال اگر يک صندلي بتني بدون تناسب با فضا نصب شود، اين ناهماهنگي در رفتار اجتماعي، کنشها و واکنشهاي شهروندان تاثيرگذار است. «خوانايي»، مفهومي است که از سوي طراحان شهري مانند کوين لينچ صاحب نظر امريکايي مطرح شده است، برپايه اين مفهوم اگر تمهيدات کالبدي و طراحي يک شهر با برنامهريزي اصولي صورت بگيرد شهروندان قادر خواهند بود نقشه ذهني واقعيتري از شهر ترسيم کنند در شهرخوانا حتي شهروندان ناآشنا به فضاهاي شهر ميتوانند بدون سرگشتگي شهر را شناسايي کرده و با استفاده از نشانه هاي ساده مسيريابي کنند. درويش مي افزايد: در شهرهايي مانند تهران فرايند طراحي و جانمايي مبلمان شهري کمکي به خوانايي شهر نميکند و الگوبرداريهاي ناقا از تجربه هاي اروپايي، مبلمان شهري را به گونه ايي طراحي کرده که مردم با آن ارتباط برقرار نميکنند. از سوي ديگر بعد هويتي شهرها از ابعاد مهمي است که ميتواند در خاطره بصري مردم نقش اساسي داشته باشد. وقتي همه پلهاي عابر پياده يک شهر داراي طراحي يکساني باشند، تبديل به نماد يا سمبلي در شهر ميشوند. اين تجربه در شهر پاريس فرانسه در طراحي وروديهاي متروها و نردههاي پارکها لحاظ شده است و دقيقا به دليل همين ظرافتها است که پاريس شهري مملو از نمادهاي شناخته شده است که آن را به عنوان شهري با هويت شاخا به جهان معرفي ميکند. به گفته اين کارشناس، مکان يابي نصب مبلمان که عنصري است مرتبط با عملکرد عناصر، جنبه هاي ديگر اين عناصر را تحت الشعاع قرار ميدهد. دکتر مصطفي عباسزادگان، عضو هيات علمي دانشگاه علم و صنعت نيز ميگويد: وسايل و امکاناتي که در يک شهر، در قالب فضاآرايي شهري به کار گرفته ميشود، مانند چيدمان صندليهاي پارک، آبخوريها، مکان بازي وسايل داخل آن سطل زباله يا مکانيابي تاسيسات و تجهيزات از قبيل کيوسک تلفن و مطبوعات و فاکتورهاي ديگر که سهولت برآورده شدن نيازهاي روزانه را تامين کند، مبلمان شهري ناميده ميشود که هر يک از آنها داراي وظيفه و کارکردي خاص هستند. به عنوان نمونه برخي از تابلوهاي راهنمايي و رانندگي انتقال دهنده پيام مستقيم يا غيرمستقيم به مخاطب است. وي ميافزايد: يکي از مسائلي که در مبلمان شهري بايد رعايت شود، اين است که مکان يابي درست براي قرار گرفتن تجهيزات صورت بگيرد. وي در خصوص مکان صحيح قرار گرفتن مبلمان شهري در فضاي شهري ميگويد: با تردد در داخل شهر متوجه ميشويم که برخي از عناصر مبلمان شهري در مکانهايي تعبيه شده که مورد استفاده شهروندان قرار نميگيرد. مانند وجود نيمکتهايي در مناطق آلوده يا تعبيه صندوق پستي و صدقات در پياده روهاي تنگ که تردد شهروندان را با مشکل مواجه ميکند. اين کارشناس معتقد است: طراحي مبلمان در فضاي شهري بايد بر اساس سلسله مراتب نيازهاي انساني باشد. اگر مهمترين نيازهاي انسان را عامل بقا، امنيت در شهر و احساس تعلق خاطر بدانيم، بنابراين مبلمان شهري بايد به اين نيازهاي انساني پاسخ دهد. مبلمان شهري فضاي تهران به هيچ وجه شان شهروندي را رعايت نميکند. البته در اين زمينه تلاشهاي بسياري انجام شده و هزينه هاي زيادي نيز شده است اما هنوز کافي نيست. مبلمان شهري تهران بيشتر در جهت رفع ضرورتهاي اجتماعي فوري شهروندان انجام گرفته است. از سوي ديگر مساله تجهيز و ساماندهي مبلمان شهري، هيچ گاه به صورت اولويت مطرح نشده است تا مسئولان ذيربط در اين زمينه تلاشهاي جدي تري انجام دهند. عباسزادگان همچنين بيان ميکند: اگر ما بتوانيم مبلمان شهري در هر شهر را با توجه به ويژگيهاي خاصي که آن شهر دارد، پياده کنيم، ميتوانيم به آن شهر وجهه جهاني بدهيم. بطوري که يک جهانگرد هنگام ورود به شهر به دليل اينکه اين مبلمان فقط خاص آن شهر است، در آن احساس راحتي کند؛ حتما نبايد آن شهر داراي آثار تاريخي يا ملي باشد. ميتوان با مبلمان شهري خاصي که براي آن تعريف ميشود آن شهر را از نظر مبلمان شهري ويژه کند. دکتر شهره خدابخشي، شهرساز نيز بيان ميکند: در مقوله طراحي شهري، فضاهاي شهري صرفا محل تردد شهروندان از محل سکونت به محل کار يا تفريح نيست بلکه مکانهايي که مردم حضور دارند و تعامل اجتماعي برقرار ميکنند نيز حايز اهميت است. در جامعه امروز ما که بحث گسترش گفتگو و برخورد اجتماعي مردم و در نهايت مشارکت آنها در سطح جامعه مطرح است، طراحي فضاهاي شهري بايد به نحوي صورت گيرد که بتواند چنين شرايطي را براي شهروندان فراهم آورد. از سوي ديگر به منظور ارتقاي کيفيت فضاهاي شهري علاوه بر ويژگيهاي طراحي فضاها در سطح شهر، آنچه در مرتبه دوم و به اعتقاد بعضي صاحب نظران هم رديف طراحي فضاها اهميت دارد، تجهيزات و مبلمان شهري است که علاوه بر ايجاد کردن فضايي آرام و دلپذير ميتواند بر زيبايي و چشم نواز بودن محيط شهري بيفزايد. وي ميافزايد: هويت بخشي به فضاهاي شهري علاوه بر ويژگي فرم و طرز قرارگيري ساختمانها در اطراف آنها به چگونگي استقرار و کيفيت عناصر مبلمان شهري نيز باز ميگردد. به همين دليل امروزه در طراحي فضاهاي شهري، به فرم و شکل آن، همچنين هماهنگي مبلمان شهري با محيط پيرامون توجه خاص ميشود. در واقع ميزان کارايي و مفيد بودن مبلمان شهري به نحوه استفاده شهروندان و برطرف کردن نياز آنها برميگردد. تخريب مبلمان شهري از سوي شهروندان نيز دليلي بر پاسخگو نبودن آن است.
بر گرفته از سايت آفتاب
منبع:روزنامه اعتماد
روزانه میلیون ها نفر از اتوبوس استفاده می کنند، بنابراین احداث ایستگاههای اتوبوس شهری با رعایت کامل استانداردها و به تعداد لازم و در فاصله های مشخص اهمیت ویژه ای دارد.
از مهم ترین امکانات ایستگاهها می توان به کنترل نظافت و نگهداری از ساختار ایستگاه اشاره کرد به طوریکه با قراردادن سطل های زباله مجاور ایستگاهها و همچنین ابعاد فضایی مناسب برای قراردادن بارهای مسافران می توان محیطی مناسب فراهم کرد.
جهت برقراری امنیت مسافران در ایستگاههای اتوبوس بخصوص در مناطق خلوت در ایستگاه نصب تلویزیون های مدار بسته مرتبط با پایگاههای پلیس شهری و همچنین نظارت مداوم پلیس پیشنهاد می شود.
وجود امکان فوق به علاوه نصب تابلوهای اطلاعاتی شهر نصب دستگاههای خودکار برای دریافت نوشیدنی و مواد غذایی نصب کابین های تلفن عمومی، نصب تابلوی اطلاعات مسیر شهری و بین شهری برای کمک به نابینایان، ساخت مسیرهای مشخص به منظور عبور صندلی چرخدار و کالسکه ی نوزادان و نصب بلندگوی اعلان ساعات توقف در ایستگاهها در کنار رعایت کردن قوانین و اصول ساخت در جهت هر چه کارآمدترکردن این عنصر از عناصر مبلمان شهری کمک قابل توجهی می کند.
در ذیل بخشی از ضوابط لازم جهت ساخت ایستگاه اتوبوس ذکر شده است:
· ضوابط معین
1- ارتفاع صندلی از سطح زمین 45 سانتیمتر
2- فضای مشخص نشستن برای هر نفر 75 سانتیمتر
3- ارتفاع بلندی نیمکت 45 سانتیمتر
4- طراحی فرم مناسبی برای پشتی به عنوان ساپورت مناسب ناحیه ی کمر.
5- زوایه ی مناسب پشتی و کفی صندلی به میزان بیشتر از 95 درجه
6- شیب مناسب کفی صندلی به میزان 10 تا 15 درجه
7- بلندی صندلی نشسته- ایستاده بین 75 تا 85 سانتیمتر
8- عمق مناسب کفی صندلی بین 30 تا 40 سانتیمتر
9- حداقل ارتفاع سایه بان با موانع بالای سر 195 تا 220 سانتیمتر
· ضوابط فیزیولوژیکی
1- استفاده از فرم ها و بال های مناسب در محل نشستن به گونه ای که فشارهای عضلانی موضعی ایجاد نکند.
2- تعیین ابعاد مناسب خصوصاً در مورد بلندی محل نشستن برای جلوگیری از حالت های ایزومتریک عضلات اندام تحتانی
3- استفاده از متریال مناسب با حداقل وزن جهت تسهیل در جابجایی.
· ضوابط سیستم انسان ماشین
1- استفاده از المان ها و نمادهای استاندارد برای اطلاع رسانی مناسب
2- استفاده از فرم ها و رنگ های همسان
3- طراحی بر اساس فرم هایی که تداعی کننده ی آرامش و مقاومت باشند.
· فرم
1- طراحی بر اساس سیستم مرولار
2- رعایت تناسبات طلایی در سه نمای طرح و در نسبت اندازه قوس ها و تقسیمات فرعی طرح
3- بهره گیری از نشانه های فرهنگ و تمدن ایرانی و نشانه های سمبلیک برای طرح امتیاز محسوب می شود.
4- هماهنگی فرم سازه با فرم دیگر عناصر مبلمان شهری
· رنگ
- استفاده از این رنگ ها توصیه نمی شود.
1- رنگ مایه ی خاکستری و بصورت غالب در سازه
2- رنگ های تیره مثل سیاه، سورمه ای، قهوه ای و .... در سطح وسیع سرپناه.
3- ترکیب رنگ های زرد و سیاه – قرمز و زرد .
4- رنگ های چرک مثل خردلی، خاکستری های روشن
5- ترکیب رنگی سرد بدون دخالت رنگ های گرم
6- رنگ های مخصوص بخش های ویژه مثل ارتش، آتش نشانی.
- این رنگها پیشنهاد می شود:
1- رنگ های درخشان
2- رنگ های روشن
· موارد کلی قابل رعایت در طراحی و ساخت سرپناه های ایستگاه اتوبوس
1- عدم استفاده از موارد غیردوستدار محیط زیست و غیرقابل بازیافت و مواد سمی نظیر با کلیت ها و آزبست.
2- استفاده از لامپ های کم مصرف جهت تأمین روشنایی داخل سرپناه با حرارت کمتر و عمر بالاتر
3- تقسیم سرپناه به قطعات قابل مستهلک با قابلیت تعویض و غیرقابل مستهلک بصورت دائم.
4- حداکثر مقاومت در برابر خوردگی
· نیمکت:
نشیمن گاه ها معمولاً برای استفاده ی کوتاه مدت با طولانی مدت است.
نیمکت ها و صندلی های خیابانی با استفاده ی کوتاه مدت در گروه بدون پشتی و با استفاده ی بلندمدت در گروه نیمکت های با پشتی قرار می گیرد.
بطور کلی نیمکت ها و صندلی هایی که برای استفاده ی طولانی مدت است باید راحت تر باشند بنابراین از دسته و پشتی در آنها استفاده می شود (مانند صندلی پارک و بازار). ولی نیمکت ها برای استفاده ی کوتاه مدت می توانند ساده تر و چندمنظوره باشند که این دسته بیشتر در تکمیل فضاهای معماری و اکثراً کاربرد زیبایی شناسی و تزئینی دارند و کمتر به راحتی آنها فکر شده است.
· جانمایی:
می توان برای نشستن و نشستنگاه چند حالت زیر را قائل شد:
1- رودررو برای ایجاد ارتباط، مکالمه و صحبت
2- شیت به شیت بدون هیچ تماسی
3- نشستن در کانون توجه و فعالیت مانند میدان ها، تفریح گاهها، بازارها و فروشگاهها
4- نشستن برای مقاصد خاص مانند سرپناه ایستگاه اتوبوس یا کافه تریاها
5- نیمکت و صندلی که بصورت تکی کنار درختان قرار می گیرد و فضایی کاملاً خصوصی ایجاد می کند.
همواره باید در مکانیابی محل های نشستن دقت فراوانی مبذول داشت تا ضمن فراهم کردن آسایش کاربر، از ایجاد مزاحمت های سایر افراد جلوگیری شود. بدین منظور معمولاً مکان هایی انتخاب می شود که دارای خصوصیات کلی زیر باشد:
1- تا حد امکان از باد و سایر عوامل جوی در امان باشد.
2- از مناظر محیطی بهره مند گردد.
3- حداقل منظر دوسویه داشته باشد.
4- به افراد گزینه های مختلفی برای انتخاب ارائه دهد مانند: آفتاب، سایه، آرامش، فعالیت.
5- در ترکیب با سایر مبلمان ضروری با نزدیک آن ها باشد.
- با مکانیابی صحیح و مناسب نیمکت ها در فضاهای باز شهری، کف خیابانها و یا در حاشیه پیاده روهای عریض مخصوصاً در نقاط پررفت و آمد می توان علاوه بر فراهم کردن امکان رفاه عابران زیبایی خاصی به مناظر خیابانی بخشید. بدیهی است که تلفیق این نوع مبلمان با فضای سبز و گیاهان، جذابیت محیط را دو چندان خواهد نمود. البته قابل توجه است که این نوع منظرآرایی تنها در مکانهایی مطلوب است که فضا به اندازه ی کافی در اختیار باشد و مزاحمتی برای عابران ایجاد نشود.
- یکی از بهترین روش های جانمایی نیمکت ها استقرار آنها در مکان های تعریف شده و اختصاصی می باشد.
در واقع با تعریف جایگاه مخصوص برای نیمکت ها و انواع مکان های نشستن به آنها هویت بخشیده و بر کاربری آنها تأکید می شود. از طرف دیگر یکپارچگی طرح تأمین شده و اجزای آن (به عنوان مثال انواع مبلمان) بصورت لکه های آزاد و بدون ارتباط در محیط پراکنده نمی باشند.
تعبیه ی این جایگاهها بسته به ابتکار و خلاقیت طراح می تواند با تغییر بافت، جنس مصالح، رنگ، حذف یا اضافه کردن لبه، تغییر ارتفاع و .... صورت پذیرد.
- از مسایل مهمی که همواره باید در چیدمان انواع مختلف مبلمان در کنار یکدیگر در نظر داشت رعایت فاصله ی مناسب آنها از هم است. به عنوان مثال استقرار سطل زباله در مجاورت نزدیک فصل نیمکت از نظر ایمنی و اصول بهداشتی مناسب نیست.
معیارها
عواملی که در طراحی صندلی باید مدنظر قرار گیرد، عبارتند از:
1- راحتی
2- دوام
3- جذب گرما
4- ریختن راحت آب از روی آن
5- مراقبت کمتر (تعمیر و نگهداری آسان)
6- مقاومت در برابر تخریب
7- سادگی فرم و ثبات در ساخت
بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای
در حال توسعه اضافه میشود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهههای گذشته با شتاب
فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.
رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزایندهای را برای
تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه
شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا
مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به
همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که
انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه
ریزیهای ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی،
بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد بهدلیل اینکه بهدنبال فروش سریع و
بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و
نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای
ساختمانها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی
ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان بهدنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام
عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و
بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها میشود. البته در سالهای اخیر در شهر
تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستانها همچنان
انجام میشود.
● چگونه به نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض
دید و برابر
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،
قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سالهای اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش
زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون
و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان
ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی
طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است.
نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در
برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که
به سمت کوچه و بافت شهر باز میشوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از
طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای
عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این
تاثیر را در بدنه خیابانها یا میدانها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به
نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای
شهری در کلیت از بین میرود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی میتواند از بین رود که
ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه
باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد.
اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان
شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل
و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط
پیدا میکند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت
به خیابان بستهتر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید بهدنبال خلق یک کلیت هماهنگ بهوسیله تناسب خوب
پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقفها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ،
عناصر تزیینی و... باشد. پنجرهها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته،
تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در
ساختمانهای چند طبقه، نظم کاملی به چشم میخورد. اما گاه بهعلت افزایش نور در
طبقات بالاتر کاهش داده میشود و این نظم آهنگ خود را از دست میدهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر
ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمانهای
کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمانهای بلند عناصر باریک برتری
خود رانشان میدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثیر خاصی در نما میگذارند.
ناودانها، سایه بانها، پیش آمدگیهای سقف و بالکنها ایجاد سایه های خاصی بر روی
نما میکنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر
طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع
نظم در این تفاوتها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در
شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمیتوان
بالا و پایین پنجره و در را با هم همردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان
نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبتهای هندسی نقش
تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. میتوان پنجره ها را در گروههای کوچکتر ترکیب شده که
شکل مشخصی را ایجاد میکنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با
یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی
نشان میدهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوانها، درها و بهطور کلی بازشوها، همچنین بافت و
جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر
میکند. طراح میتواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد
یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار میگیرند و تنوع
در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل
اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو
جداره، آفتابشکن، سایبان و ... نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را
خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام میشود. یکی از عوامل
ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که
به این سوالها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی
ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه
به پایان میرسد؟ گوشههای ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد
ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان
چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا
قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده
پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان
مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود
داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید
مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش
لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج میتواند
حالت عمود ۹۰ درجه، نیم
دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما
بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن
قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
● نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی بهدست می آید. این
نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. میتوانند همگن باشند چون با استفاده
از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این
فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان میکند، ناهمگن هستند. در
شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه
مصالح یکسانی بهکار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال میکنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و
نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که
در خیابانها ومعابر میافتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد میتوانند
با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
● عناصر
پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت
طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از
فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که میتوان به
عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن بهدلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان
دارند، اغلب ورودیها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی
هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده میکنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی
خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک
کنار دیوار برایش باقی میماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل
است، بهنحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون میسازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ
تنها با روزنهای امکان پذیر میشود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی
در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است،
به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار میگیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی
شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را بهطور مستقیم میبینند. از
این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به
بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس
ثبات کند. ساختمانهایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، بهدلیل تغییر
دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی میشوند. همین موضوع موجب میشود که
ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراسها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم
میآورند. بالکنها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور بهراحتی جدا
شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست.
بام پوستهای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمیتواند بدون
تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر
اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از
ساختمان است. همانطور که عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می کند،
اما بهدلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در
کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با
سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر
زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر
هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح
مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و... می پردازند.
آنچه برای علاقهمندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب
به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرحهای ارایه
شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانههای ساختمانی ضروری
به نظر میرسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح
معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهای اطراف، زیبایی طرح و مصا لح
مورد استفاده و... نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر
گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت
شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.
تاثیر دکوراسیون مناسب محل کار در
افزایش کارایی
دلایل بسیار زیادی وجود دارند تا شما را قانع كنند كه
محل كار خود را مرتب نگه دارید.با نكتههای جالبی در مورد سازماندهی با محیط كار
فعلی خود آشنا شوید:
به نظر میرسد كه یكی از خصوصیات افراد پرمشغله،
برخورداری از دفترهای كار آشفته و شلوغ است. وقتی كه محیط كار شما كثیف شود و
اسناد و مدارك درهمریخته شود، كارهای شما عقب میافتد و نظم و انضباط اولیه را
از دست خواهید داد.
دلایل بسیار زیادی وجود دارند تا شما را قانع كنند كه
محل كار خود را مرتب نگه دارید. البته این امر تنها موجب دسترسی آسان شما به وسایل
مورد نیازتان نمیشود، بلكه فواید بیشمار دیگری را نیز دربر دارد. تحقیقات نشان
میدهد كه محیط كار نامرتب و بینظم بر روی عملكرد ذهنی افراد تاثیر منفی میگذارند.
در چنین شرایطی شما مجبور میشوید تا بیشتر از حد لازم
از تواناییهای خود استفاده كنید، تا به واسطه آن بتوانید لیاقت و شایستگی خود را
به دیگران اثبات نمایید. متاسفانه در نظر بسیاری از افراد، سازمان یافتگی دفتر كار
ارزش زیادی ندارد. به راحتی میتوانید در اطراف خود افرادی را نام ببرید كه تصور
میكنند كنترل همه چیز را به عهده دارند اما در واقع انسانهای نامرتب و بینظمی
هستند.
البته در این میان استثناهایی هم به چشم میخورند. به
طور مثال برخی از افراد هستند كه شلختگی آنها با چشمان غیر مسلح نیز به وضوح آشكار
میباشد، اما این دسته از افراد سیستم چیدمان شخصی خود را دنباله روی میكنند.
● از سیستمی پیروی كنید كه برای شما مفید باشد
آیا شما فردی هستید كه توانایی به خاطر سپردن
تاریخها را داراست؟ البته به خاطر سپردن روز دقیق مهم نیست، فقط حدود آن مورد نظر
است؛ یا اینكه فردی هستید كه بیشتر ترجیح میدهد بر طبق دستهبندی موارد مختلف كار
خود را پیش ببرد؟
برای آن دسته از افرادی كه به دستهبندی فكر میكنند، یك
زونكن، پوشه و یا كلاسور، چاره كار است. با اتكا به این روش، این افراد به راحتی و
تنها با یك نگاه سطحی به فهرست مطالب میتوانند موضوع مورد نظر خود را پیدا كنند. عده دیگری از
افراد نیز هستند كه بر طبق اطلاعات زمانی سوژهها را به خاطر میآورند. این دسته
از افراد دستهبندیهای ردیفی كه به ترتیب از «الف» شروع شده باشد و به «ی» ختم گردد را
ترجیح میدهند.
موفقیت این افراد، زمانی تضمین میشود كه بتوانند
موضوعات خود را با پیروی از زمان دستهبندی كنند. آنها وقایع را بر اساس زمان و یا
تاریخ وقوع آنها به خاطر میآورند و معمولاً در دستهبندی تحمل بیشتری نسبت به
گروه اول از خود نشان میدهند. دلیل این امر كاملا ساده و قابل فهم میباشد:
زمانیكه پروندههای كاری بر روی میز شما چیده میشوند، قدیمیترها در جایگاه
پایینتری قرار میگیرند. سعی نكنید خودتان را مجبور به پیروی كردن از روشی كنید
كه ذهنتان با آن همخوانی ندارد. به جای این كار، شایسته است كه از سیستم سازماندهی
طبیعی و ذهنی خود كمك بگیرید و در محیط كار همان سیستم را به كار گیرید.
● تمیز كردن محل كار
در فواصل زمانی روزانه، برای خود وقتی را در نظر بگیرید
و در آن به تمیز كردن محیط اطراف خود بپردازید. اگر احساس میكردید چیزهایی به
چشمتان میخورند كه اصلاً ارزش نگه داشتن را ندارند، میتوانید آنها را در بایگانی
بر طبق سیستم دستهبندی خود فایلبندی نمایید. اگر قسمتهای كوچكی از این كار را
به صورت روزانه انجام دهید و در طی هر روز تنها چند دقیقه از وقت خود را به این
كار اختصاص دهید، به این نتیجه میرسید كه در فضایی آكنده از نظم كار میكنید و
همچنین میتوانید در آینده در وقت خود تا اندازه بسیار زیادی صرفهجویی كنید.
● صبح یا بعد از ظهر این
كار را انجام دهید
هر چند وقت یك بار دفتر كار شما نیاز به یك نظافت كلی
پیدا میكند. شاید وسایل شما آنقدر بیش از اندازه روی هم انباشته شده باشند و یا
آنقدر پروندههای دستهبندی نشده داشته باشید كه برای مرتب كردن همه آنها نیاز به
زیرمجموعهسازی هم پیدا كنید. هر كاری كه انجام میدهید، فقط باید مطمئن باشید كه
به اندازه كافی بر روی آن وقت میگذارید. باید به این كار مانند سایر وظایف شغلی
خود نگاه كنید. سعی كنید حداقل هر دو ماه یك بار یك بعد از ظهر و یا صبح را به طور
كامل به انجام این كار اختصاص دهید؛ این مطلب، امری نیست كه بیحوصله و سرسری
بخواهید آن را از سر خود باز كنید.
با این وجود باز هم در مرتب كردنهای روزانه نیز باید
سعی كنید تا فایلهای مختلف را مجدداً چك كنید تا ببینید چیزی از قلم نیفتاده باشد
و همه چیز در سر جای خود قرار گرفته باشد.
موارد ضروری را در پوشه مخصوص به خود ذخیره كنید
مواردی كه زمان تحویل آنها نزدیك میشود را باید در یك
بخش جداگانه ذخیره كنید. آنها را در جایی بگذارید كه در دسترستان باشند. همیشه
فضایی را برای موارد ضروری كه ممكن است در آینده به آنها نیاز پیدا كنید، نیز در
نظر بگیرید. این موارد باید از سایر مدارك جدا شوند و بر اساس «اولویت تحویل» دستهبندی شوند.
● در صورت امكان از كپیهای
الكترونیكی استفاده كنید
درصد زیادی از درهم ریختگی روی میز شما به دلیل تعدد
میزان كاغذها و پوشههای متنوع ایجاد میشود. هرگاه كه برایتان مقدور بود، از مردم
بخواهید تا مدارك خود را برای شما از طریق پست الكترونیكی ارسال كنند. سپس آنها را
نامگذاری كرده و در فولدرهای جداگانه دستهبندی كنید. موتورهای جستوجوی اینترنتی
از جمله google میتوانند در این زمینه امكانات بینظیری را در اختیار شما
قرار دهند اما به هر حال شما باید نسخه تمام پروندههای خود را بر روی دیسك سخت
كامپیوتر داشته باشید. اگر تنها به سیستمهای طبقهبندی اینترنتی اتكا كنید، كار
پرریسكی را انجام دادهاید، بنابراین بهتر است كمی وقت بگذارید و فایلهای خود را
بر روی رایانه شخصی سازماندهی كنید. اگر به اندازه كافی وقت در اختیار دارید، سعی
كنید برخی از پروندههای خود را اسكن كرده و در كامپیوتر نگهداری كنید. شاید این
كار برای برخی از افراد دیوانهكننده باشد اما باید توجه كنید كه این امر یكی از
گامهای ضروری به منظور رعایت نظم و ترتیب است.
● از یك تقویم رومیزی
استفاده كنید
ممكن است برخی از افراد از خود سوال كنند، در جایی كه میتوانند
از تقویمهای داخل رایانه شخصی خود استفاده كنند، چرا خود را به زحمت بیندازند و
از تقویم رومیزی استفاده كنند؟
پاسخ سوال آنها این است كه تقویم رومیزی درست در مقابل
چشمانتان قرار دارد. سعی كنید زمان دریافت هر پرونده و همچنین تاریخ تحویل آنرا بر
روی تقویم خود یادداشت كنید. همچنان كه به مرور زمان میزان پروندههای ضروری روی
میز شما زیاد میشود، به راحتی میتوانید به تقویم مراجعه كرده و با خیال راحت
كلیه امور را انجام دهید. اگر زمان تحویل و كاری كه باید انجام دهید، همواره در
مقابل چشمانتان قرار گیرد، امكان فراموشی به صفر میرسد.
● بیشترین سود را از محیط كار خود ببرید
از سیستمی استفاده كنید كه مناسب شغل و خصوصیات فردیتان
باشد و سعی كنید همیشه آن را به مرحله اجرا نزدیك سازید. هر فردی به خوبی میداند
كه كدام روش در مورد او از بازده بالاتری برخوردار است. یك محیط كاری ساده و در
عین حال سازمانیافته، میتواند به راحتی شما را به سمت تحقق اهدافتان رهنمون سازد
و خلاقیت و لیاقت شما را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد. فقط مشكل دنبالكردن یك
چنین نظام هدفمند و منظمی است.
۸ نکته درباره دکوراسیون سنتی
۱) هنگامی که
حرف از دکورهای سنتی به میان میآید، فضای شلوغ و قهوهخانهای پر از دیوارکوبهای
قدیمی،گلیمها و چراغ نفتی، مهرهای فیروزهای و هزار خرد و ریز سنتی به ذهن ما
میآید ولی آیا این فضای درهم از چیدمان سنتی ایرانی الهام گرفته است یا از بازار
شام تقلید کردهایم؟
۲) چیدمان سنتی
قاجار که زمان نزدیکتری به ما دارد، اغلب از روکش قرمز تیره «لاکی» استفاده میکند.
صندلیهای چوبی با رنگ سبز باز و روکشهای لاکی، صندوقچههای سبز روشن با نقاشی گل
مرغ و مخده «بالش های بزرگ برای لم دادن» از مخمل قرمز خصوصیات این معماری را نشان
میدهد، کف پوش قالیکاشان و کاشمر با این دکور هماهنگ هستند.
۳) این مهم است
که از چه سبک و مادهای استفاده میکنیم. برای مثال، میزهای گرانقیمت خاتمکاری
با فرشهای کرم قهوهای ـ شتری و طرح منظم بته جقه هماهنگ میشود و منبت با قالیهای
کاشان رنگین تناسب دارند.
۴) فضاسازی
کنید. مکانهای تاریخی به خصوص خانههای قدیم مانند کاخ صاحبقرانیه تهران، بروجردیهای
کاشان و زینتالملک «نارنجستان» شیراز هنوز حال هوای تازه و خوش گذشته را دارند،
با دقت در این مکانها فکر شما متمرکز میشود
۵) خرت و پرت
سنتی نخرید حتی در فضای سنتی هم فکر ما احتیاج به نفس کشیدن دارد، شمعدان و اتو و
کشکول و شمشیر معرق و... جز شلوغی و هزینه اضافه برای شما چه دربردارند.
۶) یک آب نما به
یاد حوض خانههای قدیمی، چیدن مخدههای بزرگ با رنگهای سنگین و قلقل سماور، از
هر چه فکر کنید سنتیتر است. چای را از سماور زیبا روی یک مخده مخمل بزرگ بنوشید.
۷) پردههای
کلفت سبز با بته جقههای قرمز، مخمل زرشکی با شرابه طلایی و پردههای سرمه دوزی
دستی برای محیط سنتی شما مناسب است.
۸) اجزای کوچکتر
را با دقت انتخاب کنید. برای مثال، رومیزیها را با پرده و مبل هماهنگ کنید و
سماور و لالهها را جای مناسبی قرار دهید. حتی در دکور سنتی کاربرد و قابل استفاده
بودن اولین و اولویت است.
__________________
کم هزینه اما شیک: تزئینات با کاغذ
شما می توانید با هزینه ای بسیار کم
با استفاده از کاغذهای تزئینی و با طرح های زنده و شیک دکوراسیون خود را تغییر
دهید.
1. خودنمایی
کاغذها:
با استفاده از کاغذهای تزئینی و با
طرحی شرقی، دیوارهای سفید آپارتمان و اثاثیه بی حس و حال را دگرگون کنید. اولین
پروژه این است که یک نوار پهن از کاغذی رنگارنگ را به حباب ارزان قیمت آباژور با
استفاده از چسب بچسبانید، سپس نوارهای باریکی از کاغذ را در بالا و پائین لبه آن
اضافه کنید تا ظاهر آن تکمیل شود.
2.قابهایی
از کاغذهای تزئینی:
می توانید یک اثر هنری از کاغذهای
رنگارنگ خلق کنید، به این ترتیب که کاغذهایی طرح دار در ابعاد 30×30 سانتی متر را
ببرید سپس روی قاب قرار دهید به طوری که 2 تا 3 سانتی متر از هر طرف اضافه باشد،
با استفاده از چسب اضافات کاغذ را در پشت آن بچسبانید.
3.خلاقیت و
نو آوری:
یک سینی شیشه ای مانند پنجره ای است
که به شما فرصت نمایش یک کار هنری را می دهد. به این ترتیب که می توانید یک کاغذ
طرح دار را در پشت این سینی بچسبانید و یا در کف آن به حالت آزاد، کاغذ را
بخوابانید.
4.انتقال به
سطوح نرم:
کاغذهای معمولی برای کار روی سطوح نرم
و پارچه ای مثل کوسنها مناسب نیستند، برای اینکار باید از کاغذهای حرارتی استفاده
کرد به این ترتیب که طرح با استفاده از اتو به پارچه منتقل می شود
فراموش نکنید که وسایلتان را با طرحهای اختصاصی زینت دهید. فقط پنج دقیقه نیاز است برای بستن یک کمربند کاغذی به دور کتابتان و چند ثانیه برای چسباندن یک قطعه کاغذ در قسمت عکس آلبومتان.
منبع كل : وبلاگ يك معمار
براي بهترين دوستانم ..
مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی داني.
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.
وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"
هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.
وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.
هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.
شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.
سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش "
هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.
چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.
وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.
هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.
وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن.
در حمام آواز بخوان.
در روز تولدت درختی بکار.
طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.
بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.
شیر کم چرب بنوش.
هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.
فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند
نماي هر ساختمان در شكلدهي به مجموعه شهري كه در آن حضور دارد، موثر
است. اگر به نماي يك ساختمان بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانهاي شهر
توجه شود، همگوني نماي شهري در مجموع از بين ميرود.



ساختار:
کانسپت خلق شده برای یک پروژه معماری، ساختاری کلی را برای طراحی موضوع مورد نظر به وجود می آورد. ساختاری که به واسطه آن به خطوط و سطوحی دست می یابیم که شمایی از کلیت فرمی، فضایی و حال و هوای پروژه را مشخص کرده و واسطه ای است بین زبان انتزاعی کانسپت به وجود آمده با کالبد واقعی معماری. اگر بتوان گستره ذهن را بخش بندی کرد می توان چنین نتیجه گرفت که در مراحل اولیه خلق یک اثر لایه هایی از ذهن فعالیت می کنند که بیشتر جنبه شهودی داشته و رفته رفته که به عینیت اثر هنری نزدیک می شویم و فکر و منطق جای پای بیشتری می یابد، چنانکه در معماری نیز لایه های ثانویه تاثیر گذار بر روی یک پروژه، بر خلاف مراحل اولیه که حالتی شهودی و انتزاعی داشت، جنبه فکری و تجربی به خود می گیرند. تلاش کانسپت در جهت تجسم بخشی به ذهنیت و فکر معمار است و در عوض ساختاری که القا می کند سعی دارد الگوها و یا چهارچوبی فیزیکی و نه صرفا فکری را برای طراح به وجود آورد. در این بین ذهن هنرمند در کنار رابطه عمودی که با مراحل مختلف از روند طراحی یاد شده دارد به هر کدام از این مراحل تبدیل و تغییر، نظارت کرده و در کنار انجام اصلاحات مورد نیاز تا آخرین لحظه خلق کامل اثر معمار را همراهی می کند.
لازم به ذکر است که دیاگرام مورد نظر در چهارچوبی عقلانی ترسیم شده و تنها بازگو کننده یک شمای کلی از روندی است که یک هنرمند در مقام خلق کننده آنرا طی می کند و چه بسا در شرایطی خاص، جوابگو و یا قابلیت توجیه را نداشته باشد؛ لذا در تکمیل بحث و خلا ءهای موجود باید به این نقطه اشاره کرد که تمامی مراحل ذکر شده در وحدتی و ادغامی سخت به سر می برند که حتی در مواردی قادر به تفکیک و بررسی تاثیر جز به جز آنها نیستیم، چه بسا در مواردی از کار معماران، شاهد تلفیق و یا حذف ونه ای از این عناصر هستیم. به عنوان مثال در هر مرحله ای می توان بروز ایده ای جدید را حتی در نهایی ترین مرحله ساخت نیز مشاهده کرد،
اسکیس های مفهومی:
تسلط بر ذهن و کنترل رابطه بین لایه های یاد شده، تحریک ذهن و افزایش درجه خلاقیت هنرمند از یک طرف و کم کردن فاصله ذهن تا واقعیت، دو مقوله ای است که باید بیشتر بدان پرداخت. با کم کردن فاصله بین ذهن و دست معمار به سبب درک سریع و انتقال یافته ها بر روی کاغذ می تواند بسیار راه گشا باشد. مشکلی که در بیشتر طراحان دیده می شود عدم کنترل ذهن و تجسم به موقع یافته های ذهنی است، به گونه ای که گسستی بین اندیشه معمار و اثر خلق شده دیده می شود و کانسپت اصلی پروژه چیزی متفاوت از اثر خلق شده است و نمی توان روند مشخصی را برای شکل گیری پروژه مورد نظر قائل شد. معزلی که اکنون در بسیاری از دانشکده های و دنیای حرفه ای معماری با آن روبرو هستیم و شاید نقطه شروعی باشد، در توجیه عدم وجود هویت مشخص و پویا در معماری معاصر ایران.
یکی از مواردی که زیر بنای فکری ایشان را تقویت کرده و به سوی مفاهیم جدیدی هدایت می کند اسکیس هایی هستند که به دور از هر گونه تعقلی، در راستای معرفت حسی و ساختار ذهنی شخص در ارتباط با دنیای بیرون ترسیم می شوند. طراحی سریع، از ایده ای که به ذهنشان خطور می کند بهانه ایست بر بکارت فرم ها و نقش هایی که شکل می گیرند و در مراحل بعدی است که لایه های فکری و تجربی هنرمند، وارد عمل شده و اسکیس ای ساده را به طرحی معمارانه تبدیل می کنند. ایده های مختلفی که به مرور زمان به ذهن خطور می کنند فضای الهام گونه ای را پدید می آورند و معمار را بر می انگیزند، همچون شاعری که در چالش با هستی در لحظه ای خاص و بسیار کوتاه سعی در ثبت مفاهیمی دارد که در حالت عادی متوجه آنها نبوده است. اتفاقی غیر منتظره که دارای معانی عمیقی بوده و دریچه های جدیدی در ذهن یک معمار باز می گشاید. معمار نیز به مانند مراقبه کننده ای منتظر فرا رسیدن آن لحظه خاص بوده و با تذهیب و ترغیب اندیشه و احساس خویش می تواند به ادراکی والا، دست یابد.
تعدد اسکیس های مفهومی که در هر برخوردی با عناصر و اندیشه های مختلف انجام می گیرند، در دست یابی به چنین ادراکی بسیار راهگشا است. کشف و شهودی معمارانه که اتفاقات و نوآوری های خاصی را در بین صفحات کاغذ، قلم و رنگ جستجو می کند و یا تجسمی حجمی در قالب ماکت، تجسمی سه بعدی و به خصوص قابل لمس، با ارتباط گیریی بالا برای خالق اثر و مخاطب به وجود می آورد. طراحی صرف و استفاده از ابزار و تکنیک های راندو، تنها وجهه ای خلاصه و عینی از محیط را القا می کنند که به شناسایی آن فضای خاص می انجامد نه خود معمار و نه ذهنیت خاص او. دغدغه اصلی یک معمار خلقتی است که در ابعاد و بستر های مختلف جوابگو باشد. چنین عملی زیر بنای فکری و ذهنی دقیقی را طلب می کند که به طور همزمان قدرت سازماندهی مفاهیم فضایی خاص پروژه، نیازمندی های طرح، دریافت های مختلف از آنالیز سایت، دیاگرام و عملکردهای پروژه، راهکارهای پیشنهادی و غیره را داشته باشد. اسکیس ها و ماکت های مفهومی که در راستای زندگی معمارانه شخص اتفاق می افتد و نه به خاطر پروژه ای خاص، مجموعه ای عظیم از یافته های خود را کنار هم قرار داده و ظرفیت پردازشی ذهن را بالا می برد تا جوابگوی موارد ذکر شده باشد.
معمار در لحظه ای چه قلم بدست باشد و چه در خواب، ذهن به فعالیت خویش ادامه داده و یافته های خود را برای مرحله ظهور و حتی حضوری استعاره گون آماده می کند و با انعطعاف پذیری بالا، جوابگوی پروژه هایی با موضوعات مختلف خواهد بود؛ چرا که شخص بر ساختار کلی از فضا، نشات گرفته از ماهیت درونی معماری تسلط یافته و می تواند آن را در قالب های مختلفی از مکان، زمان و موضوعات مختلف معنی کرده که این خود راهی است به سوی بی زمانی در معماری. این موضوع به دو معناست و در رابطه معمار و اثر معماری تعریف می شود.
در وهله اول ما با معماری مواجه هستیم که در وراء زمان و مکانمندی پروژه طراحی می کند و نه تنها موضوعات و شرایط خاص پروژه تفکرات وی را تحت الشعاع قرار نمی دهد بلکه توانایی برخورد با هر نوع پروژه ای را بدلیل تسلط بر ماهیت فضا و نحوه تغییر و تسلط بر آن را داراست. آفریده های چنین معماری به سبب نشات گرفتن از چنین مفهومی عمیق، اندیشه ای واحد و در عین حال قابل تعریف و استناد در دوره های مختلف تاریخی خواهد داشت.
در تحلیل آثار شاخص معماری با نمونه هایی از سبک ها و دوره های مختلف و مقایسه آنها به وحدتی معمارانه در درون مایه اثر پی می بریم؛ به گونه ای که اکثر آثار در شاخصه های مهم و تعیین کننده فضای معماری مشترکند و از تناسبات گرفته و نحوه ارتباط احجام و سطوح به گونه ای است که گویی هر کدام از این معماری ها استادی مشترک دارند. البته در سبک های مختلف به سبب اندیشه و اهدافی که طراح به دنبال آن است کیفیت فرم ها و فضای خلق شده باطبع متفاوت خواهد بود ولی مسلم آنست که ما تعریفی واحد از ماهیت معماری داریم و به معماران و طراحانی که در آن دست می برند تغییر یافته، سعی می کند با اندیشه اعمال شده کنار بیاید و حتی در دست استادان فن خود را به آنان واگذارد.
نتیجه گیری:
تقویت ذهن و گشودن دریجه های تخیل یک هنرمند امری است بسیار مهم و نمی توان یک معمار و یا هنرمندی را در خارج از چهارچوب ایده و خلاقیت تعریف کرد. مفاهیمی که به گونه ای استعاری و تمثیلی در یک فضای ذهنی شکل می گیرند نیازمند زمینه ای برای پرورش و توسعه اند و باید با ابزار مشخص هر حرفه ای در دنیای خارج تجسم یابند. تحلیلی دوباره بر روی نمونه کارهای انجام شده و انعکاس دوباره آن در ذهن، حرکتی دو سویه را تداعی می کند که در مسیری افقی دارای رفت و برگشتی عمودی است و همین امر در کنار عمق دهی به ساختار عملی ذهن، ایده های پخته ای را ارایه کرده و سطح تفکر معماری شخص را بالا می برد.
پی نوشت: فلامکی، م، ریشه ها و گرایش های نظری معماری، نشر فضا، 1381
هفته نامه هنر و معماری نقش نو – شماره 13
منبع : میان گستره
میدان نقش جهان
توصیف میدان
یكى از آثار تاریخى ثبت شده در فهرست میراث جهانى، میدان نقش جهان اصفهان است كهاندكى بیش از ۴۰۰ سال عمر دارد (بقیه بیش از ۱۵۰۰ سال قدمت دارند) و با چهار اثرشاخص مسجدامام، مسجد شیخ لطفالله، كاخ عالىقاپو و بازار قیصریه شناخته مىشود. نقش جهان وقتى ساخته شد كه شاه عباس اول صفوى (۱۰۳۸-۹۹۶ ه.ق) پایتخت ایران را ازقزوین به اصفهان منتقل كرد و با كمك مشاور بزرگ و برجسته خود یعنى شیخ بهایى طرحجسورانهاى را براى شهرسازى پایتخت جدید درافكند. طرحى كه پس از اجرا، عنوان «نصفجهان» را براى اصفهان به ارمغان آورد و آن را در مقام باشكوهترین شهر قاره آسیانشاند
.میدان نقش جهان در میانه ی بالایی شهر اصفهان قرار دارد.در محل این میدان (قبل از آنكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش جهان وجود داشته است. ». در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، ذکری از میدان نقش جهان آمده است. به هر حال پیش از احداث میدان به شکل فعلی، حداقل بخشی از باغ نقش جهان به نام میدان معروف بوده است. منابع گوناگون دیگر، بنای به شکل فعلی را در دوره سلطنت شاه عباس اول و به سال 1011 قمری دانسته اند. ولی به هرحال در سال 1004 قمری، جایگاهی به نام میدان نقش جهان در بخشی از باغ وجود داشته است. در دوره شاه عباس اول، آن باغ را تا حدود امروزى آن وسعت داده و در اطراف آن مشهورترین و عظیم ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده است. مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مىباشد. طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض آن در حدود 150 متر است که نسبت طول به عرض آن تقریباً 3به1 است ومی توان گفت دارای ویژگی مدولاسیون می باشد كه این ویژگی باعث بزرگ دیده شدن این میدان میشود.این میدان در ابتدا کمی بزرگتر بوده وبازارهایی درکنارآن قرار داشته اما وقتی معمار آن می بیند که طاق بازارها رانش دارند،برای رفع آن فضاهایی را می سازد که باعث کوچک شدن میدان می شود.بعدها در زمان شاه صفی این دهانه ها تبدیل به مغازه می شوند.
در پیرامون میدان، مشهورترین و عظیمترین بناهای تاریخی اصفهان مانند مسجد جامع عباسی یا مسجد شاه (در ضلع جنوبی)، مسجد شیخ لطف الله (در ضلع شرقی)، عمارت عالی قاپو (در ضلع غربی) و سردر قیصریه (در ضلع شمالی) ساخته شدهاست. اطراف میدان را چهار بازار بزرگ احاطه کرده اند.
این میدان دارای چند محور است که در محور شمالی_جنوبی،قیصریه ومسجد امام قرار دارند.به علت اینکه قسمتی از قیصریه که دربالای تماشا خانه قرار داشته در حال فرو ریختن بوده،در جلوی آن مجبور به ساختن بازار شده اندومحوطه جلوی آن فضاهای بازی بوده که در آن کیوسکهای چوبی قرار می گرفته است. در دوره شاه عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده است. دو دروازه سنگی چوگان در شمال و جنوب اینمیدان تعبیه شده است. این میدان همچنین محل برگزاری جمعه بازارهای عظیم بوده است.
به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان است. میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده است. خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته است .
معمارچیره دست اصفهانی علیاکبر اصفهانی ساخت مسجد امام و عالیقاپو رابر عهده داشتهاست. بر در مسجد امام نوشته شدهاست:
فکر تاریخ کرد راغب و گفت شد در کعبه در صفاهان باز
كه با محاسبه ی حروف ابجد مصراع دوم این شعر تاریخ اتمام ساخت این مسجد (1046) به دست میآید.
غیر از ابنیه ای که اکنون موجودند، بنا های دیگری نیز در میدان نقش جهان وجود داشته که به تدریج کابرد خود را از دست داده و از میان رفته اند. عمارت ساعت (که به کلی تخریب و بنای مسجد شیخ لطف الله بجای آن ساخته شد)، سرستونهای مرمرین که احتمالا از تخت جمشید شیراز به اصفهان آمده بودند(یکی به چهلستون منتقل شده و دیگری در موزه ایران باستان تهران قرار دارد)، 110 عراده توپ اسپانیایی (غنیمت فتح جزیره هرمز به وسیله امامقلی خان)، میله قاپوق به ارتفاع چهل متر در مرکز میدان (که امروزه به کلی از میان رفته است)،درب خورشید(جنوب عالی قاپو)ونقاره خانه(بر فراز قیصریه) از آنجمله اند.
علل اصلی ساخت این میدان:
1_چون در آن زمان فقط یك میدان یعنی میدان عتیق وجود داشته برای اینكه از جمعیت آنجا كاسته شود این میدان ساخته شد.
2_در آن زمان مكانی در اصفهان وجود نداشت كه تجار ،مخصوصاً تجار خارجی بتوانند در آن دادو ستد كنندوبا تجار ایرانی تبادل كالا كنند.
علل بزرگ ساخته شدن میدان
1_میدان عتیق چندان از این كوچكتر نبود.
2_رقابت با دربار عثمانی سبب می شدكه كشورمان از لحاظ عظمت و شكوه از آن امپراتوری چیزی كم نداشته باشد.
3_كاربری هایی كه برای این میدان در نظر گرفته بودند،چنین فضایی را می طلبید:
-بازی چوگان -محل رژه سپاه -برگزاری جشن ها - محل كسب وكار
منظر عمومی میدان
اگر چه میانة میدان، از زمان احداث تا كنون، تغییرات و دگرگونیهایی را از جهات مختلف پذیرا بوده است، امّا آنچه كه بیش از همه باید مورد توجّه و امعان نظر قرار گیرد، ویژگی آن به هنگام احداث، و در واقع آگاهی به نظرات طرّاح و سازندة میدان است. شاید دقیقترین توضیح و توصیف را جهانگردانِ آن دوران در مورد میدان نقشجهان ارائه كردهاند(در ذیل به طور كامل خواهید خواند).[3] برای نمونه آدام اولهآریوس (1671-1603) سرپرست هیئت آلمانی كه در زمان شاهصفی به ایران آمده است در مورد میدان شهر اصفهان مینویسد: “میدان شهر عریض است و700 قدم طول و در حدود 200 قدم عرض دارد. در غرب میدان طاقنماهای زیبا و یكشكلی ساختهاند كه اختصاص به زرگری و جواهرسازی دارد و جلویشان درخت كاشتهاند. در شرق، طاقنماهای عریضتری هست كه در آنجا طبل و سرنا مینوازند. در جنوب میدان، مسجد صاحبالزّمان، و در شمال، بازار واقع است و در وسط میدان مسابقات ورزشی انجام میشود. قصر پادشاه را دیوار بلند احاطه كرده و روزها 3 تا 4 نفر و شبها 15 نفر از آنجا محافظت میكنند”[4] پییترو دلاواله نیز میگوید: “اطراف میدان نهر پرآبی جاری است كه در وسط آن سنگهایی برای رفتوآمد پیادهها قرار دادهاند و بین این نهر و دكّانها به خطّ مستقیم درختهای پُرشاخوبرگ و یكسان كاشتهاند كه چند وقت دیگر وقتی برگهای آنها بروید به نظرم زیباترین منظر عالم را تشكیل خواهند داد. وسط تمام میدان با سنگهای ریز فرش شده و برای دویدن یا اسبسواری موقعیّتی بهتر از آن وجود ندارد”. ملاحظه میشود كه دلاواله واژههای “زیباترین” و “بهترین” موقعیّت را برای میدان به كار برده است، كه این دو ویژگی به كاربرد دو گروه از عناصر طبیعی زنده (گیاه و آب) و سنگریزه مربوط میشود. مقابل سردر بازار و مسجد امام حوضهایی به محیط 70 پا و عمق 10 پا با دیوارههای سنگی وجود داشته است كه همواره آب زلال در آنها جریان داشته است (شاردن، به نقل از هنرفر، 1363، ص582)، این در حالی است كه حوض سنگی مقابل مسجد امام امروزه خالی از آب و به صورت گودالی سنگی مقابل دید ناظر قرار دارد. شاردن توضیح میدهد كه نهر دور میدان “با آجر یا آهك سیاه كه از سنگ سختتر است ساخته شده. این نهر به عرض 6 پا و ازارههای آن از سنگ سیاه و پیادهرو آن به اندازهای است كه چهار نفر به آسانی میتوانند روی آن پهلوی یكدیگر حركت كنند. بین این نهر و اطاقهای اطراف میدان فضایی به عرض 20 پا وجود دارد
بر گرفته از سایتhttp://www.memar1.mihanblog.com
|
فناوری نانو در صنایع ساختمان هم نقش بسزایی دارد، در این راستا بیشترین سهم را صنایع فولاد، شیشه وبتن ایفا می کنند. کاربرد نانو ذرات در صنعت ساختمان که مهمترین آن ها نانولوله های کربنی(CNT (و دی اکسید تیتانیوم(TiO2) هستند، عموما" در سازه های اصلی باعث افزایش خواص مکانیکی نمونه ها شده و در بخش نازک کاری نیز کاربرد نانو پوشش ها در نمای داخلی وخارجی ساختمان ها نیز از اهمیت ویژه ای برخورداراست. نانو پوشش ها ی ساختمان ضمن اینکه باعث دفع آب شده وجذب کثیفی را به حداقل می رسانند، نمای ساختمان را در مقابل اشعهUV مقاوم می سازند. این نانو پوشش ها در سطوحی از جمله؛ سیمان، آجر، سفال،?سنگ معمولی، کاشی ، مرمر، چوب، سرامیک، شیشه، فولاد وبتن به کار می روند. ساخت بتن تقویت شده، خود تعمیر کننده و خود تمیز شونده، شیشه های خود تمیز شونده، مقاوم در برابر آتش وکنترل کننده انرژی ودر نتیجه صرفه جویی درمصرف انرژی، استفاده از رنگ های حاصل ازعلم نانوکه باعث عدم نفوذ باکتری ها به ساختمان های اداری، مسکونی، بیمارستان هاوغیره شده وبه آنهاعمری طولانی، محیطی عاری از باکتری و ماهیتی غیر قابل کثیف شدن وفرسودگی می بخشند نیز از دیگر کاربردهای مهم فناوری نانو در صنعت ساختمان است. بدین ترتیب به راحتی می توان تشخیص داد که ما با دنیای تازه ای به نام فناوری نانو روبروهستیم. متخصصان علم نانو براین باورند که بعد از تولید ماشین های بخار، موتور وتوسعه IT ، فناوری این علم افق های تازه ای رابه دنیای انسان ها بازخواهد کرد. فناوری نانو، قادراست مواد را تا اندازه ای کوچک کند که با دوباره سازی آن ها بتوان مواد وفنآوری های جدیدی را به دنیا عرضه نمود.
سطوح چوبی
نانولوله کربنی تک جداره نانو ذرات رس (Nano-Clay)
|
“در معماری، هر طرح یک سیستم است.”
بنا (محصول)، تجسم و تخیل، تفکر
عوامل موثر بر کانسپت در طراحی: هدف – تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان – عوامل فرهنگی اجتماعی- عوامل جغرافیایی- شرایط آب و هوایی – برنامه فیزیکی طرح – خواسته کار فرما – مقیاس و تناسبات – بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا – ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حرایم) و الزامات تاسیساتی
روش های مختلف طراحی معماری:
۱- روش طراحی فرم گرا که برای طراحی بناهایی مثل سینما، تئاتر، موزه، فرهنگسرا و تا حدودی مذهبی می توانیم از چنین سبک و سیاقی استفاده کنیم.
۲- روش طراحی عملکرد گرا که برای طراحی ساختمان هایی مثل بیمارستان، مدرسه ها و برج های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.
فرم و معنا در آفرینش معماری: آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر و کار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری را تشکیل میدهند که از بحث انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده اند.
آفرینش فرم در معماری: فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار میتوان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین معناها بکار گیرد.
نقش فرم در آفرینش معماری: برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفربنش فضا آنچه را میخواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز میکند، همچنان که موسیقی سازان، نقاشان، شاعران و فیلمسازان نیز هریک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند، از طریق صوتها، کلامها و رنگها به مخاطبان خودشان انتقال میدهند. فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفادهکننده و مخاطب است.
تشخیص فرم: خصوصیت عملکردی فضا، به دنبال صفت های فرمال فضا می آیند و وقتی ما اتاق را ساختیم، خود به خود عملکرد را تعیین کرده ایم. بنابراین در معماری، یعنی در ساختن فضاها، ما به منظور دستیابی به فانکشن باید از فرم شروع کنیم.
فرم و فضای معماری: عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل میدهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن میکند، معماری بوجود میآید.
برگرفته شده از سایت : http://daneshgahebozorgmehr.mihanblog.com
نئوکلاسیسم
این سبک در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و بهمراه کشف دو شهر پمپی و هرکولانیوم و بر اساس اصول زیبا شناختی پوسن و رافائل و به مرکزیت فرانسه ، با تأکید بر سادگی صور و پیراستگی معنوی و خردگرایی ، مطرح گردید.
هنرمندان برجسته: بنجامین وست ، ژاک لویی داوید، دومینیگ انگر، آنلویی ژیروده ، پرودن ، رینیو، آنتونیو کانووا.
آموزش معماری در جهان از کجا شروع شد؟
باهاوس نام یک مکتب معماری است که از نام مدرسه هنر و معماری باهاوس در آلمان گرفته شده است. این مدرسه معماری که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ فعالیت می کرده است، پیشگام مدرنیسم در معماری بود و دستاوردهای آن هنوز نیز در رشته های هنر و معماری به دانشجویان تدریس می شود. ساختمان و کارگاه های این مدرسه در دو شهر دسائو و وایمار آلمان از سال ۱۹۹۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
مدرسه معماری باهاوس که در زبان آلمانی به معنی «خانه معماری» است، در دوران فعالیت چهارده ساله خود در آلمان، در سه شهر مختلف و تحت نظر سه آرشیتکت بزرگ که مدیریت باهاوس را نیز بر عهده داشته اند، فعالیت کرده است. این مدرسه ابتدا از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵ در شهر وایمار، سپس از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ در دسائو و بالاخره از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳، یعنی زمانی که این مدرسه به دستور حکومت نازی آلمان تعطیل شد، در برلین فعالیت می کرد. مدیریت این مدرسه نیز به ترتیب بر عهده والتر گروپیوس (۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸)، هانیس مه یر (۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰) و میس وان دروهه (۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) بود.
فرهنگ سده هجدهم متأخر به ظاهر سرشار از خصوصیات متضاد است: نوکلاسیسیسم با نظم و صراحت هرچه بیشتر خود را با سرچشمه های معماری کهن هماهنگ ساخت، حال آنکه رمانتیسم بر علیه قواعد سنتی سر به شورش برداشت و آئین پرستش هیجانات، موارد استثنایی و غیر متعارف را تجویز کرد. معذالک می توان برای هر دو جنبش یاد شده در بالا، با توجه به مؤلفه بحثهای فرهنگی حاکم در اواسط سده هجدهم، مبانی مشترک یافت. تمام اختلافاتی که از دوران رنسانس به بعد بر تجربه معمارانه حاکم شد در چگونگی تعبیر قواعد سنتی خلاصه می شود. سردمداران نهضت رنسانس درصدد صورت بندی دقیق با انگیزه معقول از ماترک گذشته بودند، منتهی برای میراث سنت دورنمایی شبه تاریخی و جهانشمول قائل بودند که از قید و بند زمان و مکان رها بود. از این رو عطف نظر به قواعد طلایی در ابتدا محمل ایدآل برای گردآوری تجربه های مختلف بود، اما با ظهور زبان عامل نوین با کم و کیف لازم تعارض جهانشمولی مفروض قواعد و ویژگی موارد تحقق آنها برملا شد، و تنشی که از تباین اندیشه و عمل پدید آمد انگیزه ای برای تجربه معمارانه در مراحل آتی شد.
در دهه ی هشتم قرن نوزدهم امر ساختمان در شیکاگو ناگهان رونق و رواج تازه گرفت و آسمان خراش هایی به ارتفاع دوازه، چهارده، شانزده و بیست و سه طبقه ساخته شدند که بر خلاف آسمان خراش های دیگر آمریکا در شهر پراکنده نبودند. بلکه در مسافتی کوتاه از یکدیگر قرار داشتند. هر یک از این آسمان خراش ها شکل و نام خود را داشت و به صفاتی خاص ممتاز بود. اما عدم شباهت آنها جمع آشفته ای به وجود نمی آورد.
ساختمان ها در آمریکا معمولاٌ عمری کوتاه دارند بسیاری از بهترین نمونه های آن ها تاکنون کوبیده شده اند و برخی دیگر به نظر می رسد سرنوشتی جز نیستی ندارند.
طرح چیاتونه برای ساختار در کلان شهر ها
«تصور زمان» در دهه نخستین قرن حاضر در علم فیزیک تغییری عمیق صورت گرفت که شاید مهمترین تغییر در این علم از زمان ارسطو و فیثاغورث تا آن زمان باشد. این تغییر، بیش از همه چیز، «تصور زمان» را دگرگون کرد. پیش از این دو تعبیر درباره ی «زمان» وجود داشت. نخست تعبیری عینی که زمان مستقل از اشیاء و پدیده های دیگر بی آنکه توجه شخص بدان تأثیر کند پیش می رود. دوم تعبیری ذهنی که زمان فقط به شخص بستگی دارد و به حواس او مربوط است. با آغاز نخستین دهه قرن نوزدهم تعبیری دیگر به وجود آمد که نتایج بسیار پر اهمیت بر آن مرتبت بود. نتایجی که امروز نمی تواند ناچیز و یا نادیده گرفته شود.
در دو دهه اخیر شا هد گرایش تعدادی از معماران به سبک خاصی از طراحی هستیم که از ان با عنوان معماری غیر خطی یا معماری سیال نام برده می شود فرمهای دارای معماری غیر خطی عمو ما دارای سه مشخصه زیر می باشند:
۱- دارای فرم توپولوژ یک هستند به عبارت دیگر برای بررسی فرم انها باید از اصول توپولوژی استفاده کرد ]توپولوژی شاخهای از ریاضیات است که قوانین حاکم بر شکلها و حجم ها را مورد بررسی قرار می دهد[ اجسام مورد مطالعه در این علم تنها اشکال کلاسیک ومتعارف مانند صفحه کره رویه معمو لی نیستند بلکه همه اشکال معمولی را میتوان مورد مطالعه قرار دادشکلهایی مثل قوری ,کوزه,شکل حاصل از تقاطع چند خیابان و......
در توپو لوژی حالتهای مختلفی را می توان برای یک شکل متصور شد و در هر لحظه می توان اینحالتها را تعریف کرد مثلا اگر فرض شود پروژه معروف موزه گوگنهایم اثر ]فرانک گه ری[شکل یک کاغذ مچاله شده را به معرض نمایش میگذارد توپولوژی بیان میکند که این سطح مچاله شده همان مربع مستطیل یک کاغذ صاف است و می توا ن ارتباط بین این دو حالت از کاغذ را با فرمول های ریاضی بیان کرد .
کلیسای ایاصوفیا
هنر معماری در روم شرقی ( بیزانس ) در قرن ششم میلادی با آغاز حکومت « ژوستی نیانوس » به وجود آمد.
دوران فرمانروایی او را «نخستین عصر طلایی »هنر امپراتوری روم شرقی نام گذاری کرده اند.
درزمان ژوستی نیانوس شهر راونا به صورت پایگاه عمده ای برای گسترش نفوذ سلطه ی بیزانس بر ایتالیا در آمد.
کلیسای سان ویتاله در شهر راونا معرف معماری بیزانس است که در قلمرو روم غربی ساخته شده است.پلان آن هشت ضلعی است و گنبدی بر روی این هشت ضلعی قرار گرفته است.
این بنا به خوبی نشان می دهد که ادامه معماری بنای آرامگاه سانتاکوستانستا در شهر رم است.
کلیسای فلورانس
هنرمند رنسانس ساحری است که طبیعت مادی را می شناسد و به آن عمل می کند در واقع در دوره رنسانس تطبیق معماری با انسان و طبیعت ، به اتکا یا به وسیله دانش ریاضی و تعبیر هایش دوباره مطرح می شود و تمام خصیصه های که یک مبحث زنده را به تدریج دارا شد تا جایی که تناسبات و اندازه ها فضای معماری تابع یک هارمونی کیهانی شدند. در واقع همانطور که لئوناردو داوینچی در رساله خود می نویسد :« برای آنکه نگار گری شایسته آفرینش باشد و مبدا هنر و علم گردد می باید جهانی شود. » که بعدها در قرن نوزدهم بر اساس این گفته انقلاب بزرگی در هنر و معماری پیش آمد .اما آنچه را که می توان در باره معماری رنسانس ایتالیا و اروپا ذکر کرد را به صورت مختصر در متن زیر می توان یافت.
کلیسای نوتردام پاریس
معماری گوتیک یکی از سبکها و دورههای تاریخی معماری است. این سبک یک سبک مذهبی بوده که همواره در خدمت کلیسا بوده است.
آغاز پیدایش هیچ یک از شیوههای معماری را به دقت شیوهٔ گوتیک نمیتوان تعیین کرد. هنر معماری گوتیک در میان سالهای ۱۱۳۷ و ۱۱۴۴ (میلادی) در جریان بازسازی کلیسای سنت دنیس فرانسه پا به عرصه وجود گذاشت و تا اواسط قرن شانزدهم میلادی در اروپا معمول بود. هنر گوتیک در میان دو دوره رمانسک و رنسانس واقع شده است و تا قبل از دوره مدرن گوتیک به عنوان یک صفت منفی به کار می رفت فیلاریته از آن به عنوان هنر فلاکت زده یاد می کند. کلیسای نتردام پاریس از نمونه های برجسته ی معماری گوتیک به شمار می رود.
دوره معماری در اروپا طی سدههای سیزده و چهارده شکل گرفته و شکل گیری آن در این دو سده مراحلی را طی نمودهاست که به نظر میرسد ، آنرا در سه دوره گوتیک آغازین ، گوتیک پیشرفته و گوتیک پسین بررسی نماییم .
تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیند و شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند. در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود.
پست مدرنیسم پیکره پیچیده و در هم تنیده و متنوعی از اندیشه ها ، آرا و نظریاتی است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی سر برآورد و بعدا اندیشه های دیکانستراکشن (Deconstruction) و مکاتب فکری غرب از جمله فمینیسم و پسا استعمارگرایی و غیره جز واژه پست مدرن فلسفی مطرح شدند.
پست مدرنیسم در سراسر اروپا و ایالات متحده به ویژه در محافل آکادمیک و در میان دانشگاهیان ، معماران ، هنرمندان و حتی مجریان برنامه ها و تبلیغات و رسانه های گروهی و مطبوعات اشاعه و گسترش یافت . واژه پست مدرن گفتمان های فراوان و متعددی را در پی داشته است ، روندی که همچنان ادامه دارد. هابرماس معتقد است که ، کاربرد ” پسا ” بیشتر تداوم جریانی را ثابت می کند ، نه پایانش را ، همانطور که مقصود جامعه شناسان از واژه پسا صنعتی را نشان می دهد و نه پایانش را.
خانه مادر ونچوری
در تفکر پست مدرن تاکید بر وجه محلی یا بومی در مقابل قطب بندی جهانی و فردی ، عینی و ذهنی پیشی می گیرد و بر اساس همین دیدگاه است که با زیربنایی نامتجانس و ناهمگن ، امور نا متوافق ، بی ثباتی ها و ناپایداری ها ، گسست ها وتضادها تاکید دارد .
تفکر پست مدرن هر گفتگو را به جای آنکه مکالمه یا دیالوگی بیند و شریک بداند ، آنرا نوعی بازی و رویارویی بین دو رقیب می داند . در این تفکر اجتماع همگانی و جهانی به هیچ وجه یک آرمان با ایده آل محسوب نمی شود . تلاش مداوم هستند این است که ” بس کنید دیگر ، بگذارید همینطور بماند .” یا ” دست از معنی سازی
نئوکلاسیسم
این سبک در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و بهمراه کشف دو شهر پمپی و هرکولانیوم و بر اساس اصول زیبا شناختی پوسن و رافائل و به مرکزیت فرانسه ، با تأکید بر سادگی صور و پیراستگی معنوی و خردگرایی ، مطرح گردید.
هنرمندان برجسته: بنجامین وست ، ژاک لویی داوید، دومینیگ انگر، آنلویی ژیروده ، پرودن ، رینیو، آنتونیو کانووا.
ناتورالیسم ( طبیعت گرایی )
به معنای بازنمایی جهان عینی و مادی ، با احساس گرایی و خوشایند گری و با محوریت طبیعت است.
هنرمندان برجسته : ایوان شیشکین از مطرح ترین هنرمندان این سبک است.
پوریسم ( ناب گرایی )
جنبشی منشعب شده از کوبیسم، با هدف بیان همه جانبه و کلی مضامین و تأکید بر وضوح و عینیت در بازنمایی ، با وفاداری به اصول جهان شناختی شکل و فرم.
هنرمندان برجسته: لوکوبوزیه ، اوزنفان.
کوبیسم ( حجم گرایی )
مکتبی است که در آن ، نمایش توام زوایای دید مختلف (فضا سازی همزمانی) برای بیان کلیت مضامین وجود دارد. در صورت چنین عملکردی ، ساختار واقعی شکل شکسته شده و اشکالی انتزاعی به وجود می آیند.پیروان این مکتب با استفاده از قوانین فیزیک کوانتومیک ، سعی در القای عامل زمان دارند. پابلوپیکاسو و ژرژ براک ، سردمداران این مکتب هستند.
هنرمندان برجسته : ژرژ براک ،پابلو پیکاسو ، فرنان لژه ،خوان گری ، روبرت دلونه ، ژاک لیپ شیتس ، کنستانتین برانکوزی ، زادکین ، آرکی پنکو ، دوش ویلون.
کوبیسم به سه مرحله سزانی ، تحلیلی و تر کیبی تقسیم می گردد.
کنستراکتیویسم ( ساخت گرایی )
این جنبش در روسیه توسط ولادیمیر تاتلین، بر مبنای هنر پیکاسو و کولاژهای کوبیسمی ایجاد گردید. هنرمندان این سبک با تأکید بر ساختار شکل و فرم ، بیان مکانیت و زمانیت فضا ، تداوم و استمرار فضای درونی با پیرامون ، درصدد ایجاد آثار هنری ، بر مبنای اصول و فنون مدرن مهندسی هستند.
هنرمندان برجسته: ولادیمیر تاتلین ، نائوم گابو ، آنتوان پوسنر ، الکساندر رودچنکو.
کنتراپستو ( ایستایی تقابلی )
حالت ایستادن انسان به نحوی که بخش های مختلف بدن نسبت به هم ، کشش معکوس داشته باشند. در این وضع ، بالاتنه و پاها روی یک محور ، در خلاف جهت یکدیگرند می پیچند و در نتیجه بدن بر یک پا تکیه می کند و در کمر اندکی انحنا ایجاد می شود. اسلوب ایستایی تقابلی در سده پنجم ق.م ، در یونان ابداع شد.
امپرسیونیسم
این جنبش، اولّین جنبش فراگیر در هنر نوین بشمار می آید و در فرانسه توسط ادواردمانه و کلودمونه ایجاد گردید ، نام این جنبش از تابلوی «امپرسیون ، طلوع آفتاب» کلود مونه اقتباس شده است. بررسی نور و رنگ وکیفیات طبیعی آن و ایجاد یک دیدگاه علمی در هنر، از مسایل مطرح در این مکتب هستند. هنرمندان امپرسیونیست از ارائه اشکال با خطوط واضح محیطی سرباز زدند، آنها به نور با نگاهی علمی می نگریسته به مثلاً بجای قراردادن رنگ سبز ، رنگ های زرد و آبی را در کنار یکدیگر قرار می دادند. استفاده از تضاد رنگ های مکمل و حذف رنگ های سیاه و خاکستری از پرده ، از اصولی است که دراین مکتب مورد توجه قرار می گیرند.
از هنرمندان برجسته : دوارد مانه ، کلودمونه ، آنود سیسیلی ، آگوست رنوار،کامی پیسارو ، ژرژ سورا ، ادگاردگا ، پل سینیاک و اگوست رودن.
پست امپرسیونیسم
جنبشی منشعب شده از امپرسیونیسم توسط پل سزان. مضامین و موضوعات در این مکتب به صورت صور ناب هندسی و احجام افلاطونی نمایش داده می شوند. هنرمندان پست امپرسیونیست، در آثار خود از ذرات بنیادین شکل و فرم استفاده می کردند ، با چنین عملکردی آثار ایجاد شده فاقد عمق و ژرف نمایی بودند، به همین جهت سزان برای نمایش عمق ، از تضاد رنگ های سرد و گرم (مدولاسیون رنگی) استفاده می کرد. استحکام در ساختار ترکیب بندی، صراحت شکل و فرم ، تأکید بر بیان درونی به مدد رنگ و شکل از ویژگیهای این جنبش هنری است.
هنرمندان برجسته : پل سزان ، ونسان ونگوگ ، پل گوگن.
فوویسم
فوویسم به معنی بهره گیری جسورانه و نا متعارف از رنگ است که در قرن بیستم در فرانسه ، توسط هنری ماتیس ، مانگن و مارکه ایجاد شد . هنرمندان این سبک با تلفیق اصول امپرسیونیسم و سمبولیسم و طراحی دقیق و با استفاده از رنگ های کریه ، پرشور ، غیر واقعی و نامتعارف و با هویتی کانستراکتیو ، آثار خود را می آفریدند.در صورتی که این رنگ های غیر منطقی از نقاشیهای این سبک حذف شود و رنگ های منطقی جایگزین آن گردد، نقاشی ناتورالیسم یا رئالیسم ایجاد می شود.
هنرمندان برجسته: هنری ماتیس ، آندره درن ، ولامینگ ، ژرژروئو ، مانگن ، مارکه .
نئو امپرسیونیسم
جنبشی منشعب شده از امپرسیونیسم توسط سورا وسینیاک که به اصول امپرسیونیسم وفادار بوده و هدف آنها ایجاد دیدگاه علمی تر در هنر است. هنرمندان این مکتب با استفاده از این دیدگاه علمی ، قصد نمایش ذرات بنیادین نور و رنگ را در آثار تجسمی خود داشته اند.این هنرمندان اسلوب نقطه پرداز رنگ و نقطه چین رنگ را با رنگ های اصلی و ناب و خالص استفاده می نمودند.
سمبولیسم
سمبولیسم جنبشی است در ادبیات و هنرهای بصری ، که ریشه در رمانتیسم داشته و به نفی تجسم عینی پرداخته و مفاهیم را با نمادها ، القا می کند. این جنبش در پاریس توسط ونسان ونگوگ و پل گوگن مطرح شد. هنرمندان این جنبش واقعیت مطلق را مبتذل و ناچیز شمرده و تحت تأثیر نمادگرایی مشرق زمین و با عدم باز نمایی عینی وتاکید بر ذهنیات و تفاسیر شخصی و با استفاده از رنگ های کانستراکتیو و با یک دیدگاه افراطی در رمانتیسیسم ، درصد بیان واقعیت غایی بوده اند. گوستاومورو نیز به این مکتب تعلق دارد.
فتوریسم ( آینده نگری )
این جنبش در تقابل با رکود هنری ، در جریان جنگ جهانی اول ، در ایتالیا،توسط مارتینی ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید. هنرمندان این سبک با تأیید و تأکید بر تکنولوژی و ماشینیسم و با استفاده از قوانین فیزیک دینامیک و ریتم و تکرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأکید بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشند.
از هنرمندان برجسته این مکتب ، می توان به مارسل دوشان ، جینو سورینی ، روسولو ، جاکوموبالا ، امبرتوبوتچیونی و کارلو کارا اشاره کرد.
اکسپرسیونیسم
این جنبش تحت تأثیر تفکر ونسان ونگوک در فرانسه و آلمان ایجاد گردید. هنرمندان این جنبش با تحریف و کژنمایی و اغراق آمیز نمودن مضامین و موضوعات با رنگ های تند و زننده و کاربری کیفیت تضاد در صدد بیان اوج و هیجانات و احساسات ذهنی خود هستند.هنرمندان این جنبش قصد نمایش واپس گرایی و به بن بست رسیدن انسان مدرن را دارند.
هنرمندان برجسته: امیل نولده ، ادوارد مونش ، ماکس بکمان ، فرانسیس بیکن ، کته کل ویتس ، ژرژ روئو ، اگون شیله ، اسکارکوکوشکا ، لودویک کریشنر ، جیمز آنسور ، ریورا ، اگوست ماک ، فرانتس ماک ، واسیلی کاندینسکی.
فرمالیسم
در تقابل با ذهنیت گرایی شاعرانه کنسراکتیویسم جنبشی توسط هنرمندان مطرح گردید(هنرناب) که با تأکید بر جلوه صوری و ساختار صور هندسی بیان تفاسیر و تعابیر شخصی را داشت.
هنرمندان : رونالد بلادن ، دیوید اسمیت.
سوپرماتیسم ( والا گرایی )
سوپرماتیسم سبکی متشکل از ترکیب بندی های نظام یافته انتزاعی است که توسط مالویچ در روسیه پایه گذاری شده است.هنرمندان این سبک با استفاده از سطوح هندسی هم خانواده ، با استفاده از رنگ های ناب و خالص چون سفید و سیاه در صدد بیان احساسات محض و یا مفاهیمی چون عمق می باشند.
اکسپرسیونیسم انتزاعی
این جنبش در امریکا مطرح گردید که به نقاشیهای کنشی نیز معروف است. هنرمندان این سبک با عدم تأکید بر ساختار شکل و فرم ، رنگ گذاری بر اساس حرکات بدنی و کنش روانی نقاش به طور آنی و تصادفی، درصدد بیان هیجانات و احساسات لحظه ای و آنی هستند.
هنرمندان برجسته: جکسون پالاک ، ویلهم دکونینگ و هانس هوفمان.
دادائیسم
این جنبش در آلمان و با دیدگاهی پوچ گرا و گرایشی ضد هنری و اعتراضی، درصدد تمسخر و ریشخند تمدن وهنر معاصر و ارزشهای مرسوم زمانه می باشد.شعار هنری این سبک «بی شکلی مطلق و نابودگری خود آفرینندگی» است. این جنبش حاصل فشارهای ناشی از جنگ جهانی اول است. عنصر تصادف در این جنبش ، نقش بسزایی دارد. تکنیک «فوتومونتاژ» توسط هنرمندان این جنبش ابداع شده است.
هنرمندان برجسته : ماکس ارنست ، رائول هوسمن ، هانس ژان آرپ، مارسال دوشان.
سورئالیسم ( وهم گری )
مهمترین جنبش ادبی و فلسفی قرن بیستم که هنرمندان سرخورده سه جنبش فتوریسم ، کوبیسم و دادائیسم ، در کافه ولترزوریخ آلمان به کوشش آندره برتون ، بیانیه آن را صادر نمودند. هنرمندان این جنبش با تایید نظریه فروید، درصدد بیان نا امیدی انسان غربی ، در بحران اجتماعی و حل تناقض رویا و واقعیت در یک ابر واقعیت هستند.
هنرمندان برجسته: سالوادوردالی ، خوان میرو ، مارک شاگال ، رنه مارگریت ،آندره ماسون ، ماکس ارنست ، خاورز ، آلبرتو جاکومتی.
فتورئالیسم
این جنبش در آمریکا مطرح شده و به «رئالیسم اغراق آمیز» نیز معروف است.دراین جنبش با هنر عکاسی رقابت می شود. موضوع عمده این آثار، انسان می باشد. در این آثار از تکنیک هایی چون آکلریلیک روی بوم و پلی استرهای شیشه رنگی استفاده می شود.
هنرمندان برجسته: چاک کلوس ، آلفرد لزلی
ریونیسم ( پرتوگرایی )
این جنبش توسط «میخائیل لارینف» در روسیه مطرح شد که در آن هنرمندان به وسیله شعاع های رنگین نور متقاطع و موازی و کاربرد خطوط متقاطع و موازی با رنگ های درخشان ، درصدد بیان عامل زمان می باشند.
رئالیسم ( واقع گرایی )
رئالیسم به معنای واقعیت عینی ، بدون خوشایند گری و احساساتی گری است.این جنبش در تقابل با آرمان گرایی نئوکلاسیک ها و در جریان انقلاب صنعتی فرانسه ایجاد شد، هدف هنرمندان این جنبش ، بیان واقعیت مطلق است. از مراکز مهم رئالیسم ، می توان از روسیه نام برد.
هنرمندان برجسته : گوستاو کوربه ، فرانسوا میله ، ادوارد مانه ، فرانسیسکو گویا ، ایلیار پین و انوره دومیه .
رمانتیسیسم ( تخیل گرایی )
رمانتیسیسم ، مهمترین جنبش هنری و ادبی قرن ۱۹ م است ، که در تقابل با خرد گرایی نئوکلاسیک ، در انگلستان و آلمان مطرح شد. هنرمندان این جنبش با استفاده از رنگ ها و خطوط درون نما و با هویتی خرد گریز، سعی در بیان احساسات و هیجانات خود را دارند. مهمترین مرکز تولید آثار تجسمی رمانتی سیسم ، انگلستان است.شعار هنر برای هنر، اولین بار توسط پیروان این مکتب ( و پس از آنها توسط پیروان مکتب سمبولیسم) مطرح می شود.
هنرمندان برجسته : جان کاتمن ، چارلز بانینگتون ، جان کنستابل ، ویلیام ترنر ، اوژن دلاکروا ، تئودورژریکو ، فریدریش ، گویا ، کامیل کورو ، ویلیام بلیک ، آنتوان لویی باری ، فرانسوا رود (با اثر معروف لامارسیز) ، تادتسوکاری.
اتوماتیسم
گروهی تندرو، از سورئالیست های کانادایی ، که با انتشار بیانیه های تند ، به انتقاد از هنر و دیگر جنبه های زندگی پرداختند.
اریانتالیسم
عنوانی که به شماری از نقاشان آکادمیک اروپایی سده نوزدهم داده اند. اینان موضوعات شرقی مآب را ، با برداشتی رمانتیک تصویر می کردند و به طرزی غریب و افسانه ای نشان می دادند.
اینستالیشن آرت ( کارکردگرایی )
از گزارشات پست مدرن در دهه ۱۹۷۰٫
آرنوو
جنبشی منشعب شده از سمبولیسم به مرکزیت انگلستان که پیروانش با استفاده از صور نباتی و پر پیچ و تاب و با تأکید بر جنبه ها ی تزئینی و معماری ، درصدد خلق آثار خود بودند. مهمترین آثار این جنبش در قالب لیتوگرافی وحکاکی ایجاد شدند.
هنرمندان برجسته: ویلیام موریس، گوستاو مورو ، گوستاو کلیمت ، ویکتور هورتا ، آلفونس موشا ، ببردزلی.
نبی ها
گروهی از نقاشان متاثر ازهنر گوگن که با استفاده از سطوح وسیع رنگ و فاقد عمق نمایی، با هویتی نمادین ، درصدد بیان تضادهای اجتماعی می باشند.
هنرمندان برجسته : موریس دنی ، پل رانسون ،بونار ، وویار ، سروزیه.
انتزاعی ( آبستره )
این جنبش در ۱۹۱۰ در روسیه توسط واسیلی کاندینسکی مطرح شد. در این جنبش هنرمندان با استفاده از عدم بازنمایی عینی و بیان تجسمی نوین خط و رنگ و با خلاصه نمودن مضامین و موضوعات ، به عناصر بنیادین چون خط ، سطح برای بیان کلیت و کلی گویی سود می جستند.
هنرمندان برجسته : واسیلی کاندینسکی ، پیت موندریان ، کوپکا ، پیکابیا ، فرنان لژه ، هنری مور ، کنستانتین برانکوزی ، هپورت ، الکساندر کالدر.
انتزاع هندسی
جنبشی منشعب شده از انتزاعی که بوسیله سطوح ناب هندسی و تأکید بر رئالیسم فرم در صدد بیان تفاسیر و تعابیر شخصی است.
هنرمندان برجسته: پیت موندریان ، مارک روتکو ، جوزف آلبرز ، بورگان دیلر.
استیل
این جنبش توسط پیت موندریان و تئوون دویسبورگ مطرح گردید. هنرمندان این جنبش با استفاده از خطوط عمودی، افقی و دوار، درصدد فضا سازی و بیان تفاسیر شخصی می باشند.
آپ آرت( هنر دیدگانی )
این جنبش توسط «ویکتور وازارلی» مطرح گردید. هنرمندان این جنبش با استفاده از نقطه و خط و به مدد رنگ گزاری و سایه روشن کاری با استفاده از خطای باصره و توهم دید مخاطب ، درصدد القای مفاهیمی چون ریتم ، حرکت ، حجم مجازی، عمق و …..می باشند.
هنرمندان برجسته: ویکتور وازارلی ، بریژیت رایلی ، استانلی تایگر من.
پاپ آرت ( هنر مردمی )
این جنبش در دهه ۵۰ قرن بیستم ،توسط اندی وارهول و روی لیشتن اشتاین، درانگلستان و امریکا مطرح شد. هنرمندان این جنبش با استفاده از ملزومات دور ریختنی جامعه (قوطی نوشابه ، عکس و…) در صدد بیان هر چه قوی تر سنت ها و فرهنگ های بومی و اعتقادات قبیله ای می باشند.
هنرمندان برجسته : اندی وارهول ، روی لیشتن اشتاین ، رشن برگ ، جاسپرجونز.
کانسپچو آل آرت ( هنر مفهومی )
این جنبش دراواخر دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. در این جنبش مفهوم مهمتر از ابزار و چگونگی اجزای است و هدف اصلی ، رسانیدن مفهوم یا ایده ای به مخاطب است .
هنرمندان برجسته: سل لویت ، داگلاس هیوبر ، جوزف کاسوت ، بروس نومان.
مینیمال آرت ( هنر کمینه )
جنبشی آغاز شده از امریکا که هدف پیروانش پژوهشی دوباره با انواع ساختارهای مدولی ، فضایی و شبکه ای ، برای توضیح مفاهیمی چون فضا ، فرم و مقیاس است و هر گونه بیان گری و توهم بصری را نفی را مردود می داند.
هنرمندان برجسته: رونالد جاد ، کارل آندره
نقاشان یکشنبه ندیده ها
جنبشی منشعب شده از سمبولیسم که هنرمندان آن فاقد تحصیلات آکادمیک بودند.
هنرمندان برجسته : هانری روسو.
مکتب بلونیایی
بلونیا درسده های شانزدهم و هفدهم ، مرکز نوعی کلاسیسیسم در نقاشی ایتالیا بود که از آکادمی کاراتچی سرچشمه می گرفت. نقاشان این مکتب در تحول سبک باروک در ایتالیا موثر واقع شدند.
عمده ترین نقاشان این مکتب عبارت بودند از : دومینیکو ، گوئر چینو ، رنی.
مکتب پاریس
اصطلاحی که در مورد هنرمندان نوگرای مقیم پاریس در نیمه نخست سده بیستم ، به کار برده می شود.اینها لزوماً از سبک واحدی پیروی نمی کردند و اکثراً غیر فرانسوی بودند. گاه این اصطلاح را در معنایی وسیع تر ، به کل جنبش های هنری مدرن متمرکز در پاریس اطلاق می کنند.
مکتب دانوب
عنوانی که به جنبش منظره نگاری دهه های نخست سده شانزدهم ، در ناحیه دانوب داده شده است. هنرمندان این مکتب ، با نگرشی رمانتیک کوشیدند طبیعت را چون محیطی برای افعال آدمی نشان دهند.
هنرمندان برجسته : کراناخ ، هوبر
مکتب هادسن
اصطلاحی که درباره شماری از منظره نگاران رمانتیک امریکایی سده نوزدهم به کار برده می شود.
مکتب میلان
یکی از مکاتب نقاشی ایتالیایی که در سده های پانزدهم و شانزدهم شکوفا بود و فوپا رهبری آن را برعهده داشت ولی پس از اقامت لئوناردوداوینچی و پیروانش در میلان ، این مکتب تحت تأثیر او و پیروانش قرار گرفت.
مکتب نیویورک
مکتب گروهی ناهمگن از نقاشان عمدتاً انتزاع گرا که در نیویورک شکل گرفت. این مکتب با عناوین اکسپرسیونیسم انتزاعی و نقاشیهای کنشی نیز ، شناخته می شود.
پیروان این مکتب عبارتند از : پالاک ، مادرول ، نیومن و روتکو .
هنر سلتی
هنر اقوام سلتی ، ساکن در اروپای باختری ، از حدود ۴۵۰ ق.م تا ۶۵۰ ب.م که نقش های منحنی غیر متقارن که غالباً با صور حیوانی آمیخته اند، مشخصه اساسی هنر آنهاست. آنها در زمینه های جواهر سازی ، فلز کاری ، سفالگری و حکاکی روی چوب فعالیت داشتند.
هنر بوم شناختی
اصطلاحی برای توصیف هنری که بر فرآیندهای طبیعت تأکید می کند و نخستین بار در ۱۹۸۶ پدید آمد و آلن سانفیست ، از نمایندگان آن به شمار می آید.
هنر زننده
اصطلاحی برای توصیف آن نوع از هنر امریکایی که در آن مواد و مصالح غیر عادی و ناجور به کارمی رود. در این هنر غالباً نقاشی و مجسمه سازی با هم ترکیب می شوند.
هنر خام
اصطلاحی که توسط ژان دوبوفه ، برای توصیف انگاره سازی خامدستانه و نقش پردازی های مغشوش تصادفی رایج شد.در چنین رویکردی به هنر، سنتهای هنر باختر زمین ، مردود شمرده شد و نوعی زبان تصویری سر راست قابل مقایسه با هنر بدوی و هنر کودکان – مورد قبول قرار گرفت. دوبوفه و نقاشان گروه کبرا از نمایندگان آن به شمار می آیند.
نئوپلاستیسیسم ( هنر زیبا )
نظریه زیبا شناختی پیت موندریان که احکامش عبارت بودند از: هنر باید کاملاً انتزاعی باشد ، از شکل های راست گوشه در وضعیت های افقی و عمودی استفاده شود و رنگ ها باید مشتمل بر فام های اولیه (سرخ ،زرد،آبی) و سیاه و سفید و خاکستری باشند.
نئواکسپرسیونیسم (هنر زشت )
اصطلاحی که به احیای هنر اکسپرسیونیست در آلمان ، امریکا و ایتالیا در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ اشاره دارد و در مورد آثار هنرمندانی چون بازلتیس ، کی فر ، کیا ، کلمنته ، میموپالادینو و شنابل ، به کار می رود.
برگرفته شده از سایت : http://memariiran.pib.ir